کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید. (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶

اخبارحوادث

قتل دختر جوان تهرانی در شب خواستگاری به دست پدرش + عکس

پدری که نمی‌خواست دخترش با پسر مورد علاقه‌اش ازدواج کند شب خواستگاری با یک ضربه چاقو جان دختر خود را گرفت. به گزارش قانون،شامگاه ۲۲ اسفندماه سال ۹۰ تلاش مسئولان بیمارستان پیامبران برای مداوای دختر جوانی که خونریزی شدید داشت به نتیجه نرسید و دختر ۱۷ ساله که الهه نام داشت جان سپرد.جای زخمی‌که الهه به خاطر آن جان داد شبیه زخمی‌بود که در اثر اصابت چاقو به وجود می‌آید.از این رو مسئولان بیمارستان یک مورد مرگ مشکوک را به کلانتری ۱۴۱ شهرک گلستان گزارش دادند.بلافاصله اکیپی از ماموران برای بررسی موضوع به محل زندگی دختر جوان رفتند.اطرافیان الهه ادعا می‌کردند که این ضربه در جریان درگیری که در شب خواستگاری الهه در خانه شان به وجود آمده به بدن او وارد شده است.

قتل دختر جوان تهرانی در شب خواستگاری به دست پدرش + عکس

 

عموی الهه در بازجویی‌ها به ماموران گفت:«من ماشینم خراب بود و روشن نمی‌شد به همین خاطر تصمیم گرفتم به خانه بردارم که همان نزدیکی‌ها بود بروم.وقتی به خانه آنها رسیدم زن بردارم به استقبالم آمد و گفت که برای الهه، خواستگار آمده است.به همین خاطر از من خواست که در مراسم شرکت کنم.هنوز وارد خانه نشده بودم که دیدم خواستگارهای الهه با ناراحتی آنجا را ترک کردند.بعد هم یک نفر گفت که الهه را کشتند.وقتی دیدم الهه زخمی‌شده او را به بیمارستان رساندیم اما او دوام نیاورد و فوت کرد.»

تحقیقات هنوز در مراحل اولیه بود که پدر الهه به ماموران گفت که او خودش دخترش را کشته است.با توجه به اظهارات رضا، پدر الهه ماموران او را برای تحقیقات بیشتر به اداره آگاهی منتقل کردند.رضا،پدر ۴۵ ساله الهه در بازجویی‌های اولیه عنوان کرد:«دخترم با پسری به نام رامین در ارتباط بود.بارها با او برخورد کرده بودم که به رابطه اش با رامین پایان دهد اما الهه گوشش بدهکار نبود.تا حدی که یک بار به مدت ۵ روز از خانه فرار کرد اما دوباره به خانه برگشت.بعد از اینکه الهه به خانه برگشت با او صجبت کردم و قبول کرد ارتباطش را با رامین پایان دهد. سه سال از این ماجرا گذشت تا اینکه متوجه شدم آنها با هم ارتباط دارند. پیش رامین رفتم تا با او صحبت کنم.از رامین خواستم تکلیف زندگی دخترم را مشخص کند به همین خاطر رامین قبول کرد که به خواستگاری الهه بیاید و با او ازدواج کند.آن روز هم روز خواستگاری الهه بود.خانواده رامین با این ازدواج مخالف بودند و مخالفتشان را به هر طریق ممکن نشان می‌دادند.تا جایی که بحثمان شد و آنها از خانه ما رفتند.بعد از رفتن آنها متوجه شدم که دخترم با رامین رابطه داشته است.وقتی که این موضوع را فهمیدم عصبانی شدم و چاقویی را از آشپزخانه برداشتم و یک ضربه به کتف الهه وارد کردم.من نمی‌خواستم او را بکشم اما عصبانی شدم و این کار را کردم.»

با اعترافات پدر الهه به قتل دخترش بازپرس دادسرای جنایی برای او به اتهام مباشرت در قتل قرار مجرمیت صادر کرد که با تایید قرار مجرمیت و صدور کیفرخواست پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که قرار است به زودی به این پرونده رسیدگی شود.

منبع : قانون

زن بی گناه توسط شوهرش به طرز وحشیانه ای به قتل رسید

باشگاه خبرنگاران: اواخر اسفند ماه سال ۹۰ خبر کشف جسد زنی به پلیس اطلاع داده شد. ماموران پلیس پس از حضور در محل که یک خانه مسکونی حوالی آیت الله کاشانی بود دریافتند که جسد متعلق به زنی به نام مریم است که با همسر و بچه‌هایش زندگی می‌کند.

زن بی گناه توسط شوهرش به طرز وحشیانه ای به قتل رسید


بلافاصله جسد برای بررسی‌های بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد. یکی از همسایه‌ها در تحقیقات محلی به ماموران گفت: «احمد، شوهر مریم در کار تجارت است به همین خاطر خیلی او را نمی‌بینیم. او معمولا در دوبی و بندرعباس است. دیشب اما از خانه آن‌ها صدای جر و بحث می‌آمد تا جایی که مزاحم ما بود و نمی‌توانستیم بخوابیم. به همین خاطر خواستیم برویم و به آن‌ها تذکر بدهیم اما بعد صدا قطع شد و ما هم دیگر پیگیر نشدیم.»

در تحقیقات انجام شده از خانواده مقتول مشخص شد که مریم و احمد شوهرش با هم اختلاف داشتند و تا به حال چندین بار سر این قضیه با هم درگیری داشتند تا جایی که یک بار هم از هم جدا شده بودند اما پس از گذشت مدتی دوباره با هم ازدواج کردند.

کارآگاهان پس از کنار هم گذاشتن شواهد موجود به احمد مظنون شدند. به همین خاطر دستگیری او را در دستور کار خود قرار دادند. احمد که به خاطر شغلش به بندرعباس رفته بود پس از بازگشت به تهران دستگیر شد. او در ابتدا عنوان کرد که از قتل همسرش بی‌خبر است و منکر قتل او شد اما پس از آنکه با شواهد موجود که همگی علیه او بودند مواجه شد به ناچار لب به اعتراف گشود و راز این همسرکشی هولناک را فاش کرد.

احمد ۴۴ ساله در اعترافات اولیه خود که د ر مراحل اولیه بازجویی عنوان کرده بود به ماموران گفت: «من زنم را دوست داشتم و نمی‌خواستم او را بکشم اما قضایای پیش آمده باعث شد تا دست به این کار بزنم. او به من دروغ می‌گفت و آزارم می‌داد. من به خاطر کارم خیلی پیش خانواده‌ام نبودم. دائما یا باید می‌رفتم بندرعباس یا دوبی. سال ۸۸ وقتی که از سفر برگشتم فهمیدم که او درخواست طلاق داده و پس از مدتی از هم جدا شدیم. یک روز که برای دیدن فرزندانم به خانه مریم آمدم متوجه شدم او در کیفم مواد مخدر جا سازی کرده است بر سر این موضوع درگیر شده و من او را خفه کردم.

با اعتراف به این جنایت و بازسازی صحنه قتل برای متهم به اتهام قتل عمد کیفرخواست صادر شد و پرونده برای رسیدگی نهایی به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

صبح امروز جلسه محاکمه متهم به ریاست قضای همتیار و با حضور چهار قاضی مستشار برگزار شد. در ابتدای جلسه نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست گفت: در این پرونده احمد ۴۴ ساله اهل بندرعباس بازداشت از تاریخ یکم اردیبهشت سال ۹۱ متهم به قتل همسرش به نام مریم می باشد که با توجه به محتویات پرونده برای او درخواست مجازات قانونی دارم.

سپس اولیای دم با درخواست قصاص برای قاتل دخترشان مدعی شدند برای اجرای حکم قصاص حاضر به پرداخت تفاضل دیه هستند.

سپس متهم در جایگاه حاضر شد و گفت: من قصد کشتن همسرم را نداشتم و فقط می خواستم او را ادب کنم. بعد از طلاق نزد مریم رفتم تا بچه هایم را ببینم. در این مدتی که آنجا بودم به درخواست مریم صیغه خوانده بودیم. آن زمان من به خاطر کارم در موقعیت بدی بودم. داشتم ورشکست می‌شدم به همین خاطر هم دلم نمی‌خواست همزمان با دست خودم زندگی‌ام را هم خراب کنم. روزحادثه من خانه مریم بودم. صبح که راهی فرودگاه شدم متوجه دو بسته شیشه در ساکم شدم.عصبانی به خانه بازگشتم. با هم درگیر شدیم که کارمان به کتک کاری کشید. تا حدی که مریم را با طناب به صندلی بستم و مجبورش کردم تا در کاغذ بنویسد که مواد را او داخل کیفم گذاشته است. او هم نامه را نوشت و امضا کرد اما بعد به من گفت که الان به شریکم زنگ می‌زند تا بیاید. تا اسم شریکم آمد فکر کردم که او در این مدت با او در ارتباط بوده به همین خاطر عصبانی شدم. او را کتک زدم. بعد طناب را باز کردم. نمی‌دانم چرا اما یک دفعه‌ای دستم را دور گردنش حلقه کردم و فشار دادم. آن قدر که دیدم دیگر تکان نمی‌خورد. آنجا بود که فهمیدم مریم را کشته‌ام. چون طاقت ماندن نداشتم از خانه خارج شدم.

پس از دفاعیات وکیل متهم و آخرین دفاع قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.