خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
خانه » آرشیو برچسب: نیوشا ضیغمی

بایگانی برچسب ها: نیوشا ضیغمی

عکس نیوشا ضیغمی در حال نقاشی کردن در برج میلاد جدید

نیوشا ضیغمی در کنار کودکان بی سرپرست + عکس

نیوشا ضیغمی , عکس نیوشا ضیغمی ,اینستاگرام نیوشا ضیغمی , نیوشا ضیغمی در کنار کودکان

عکس نیوشا ضیغمی در حال نقاشی کردن در برج میلاد جدید نیوشا

ضیغمی سلفی با کودکان اخبار جدید از نیوشا

ضیغمی اینستاگرام نیوشا ضیغمی , نیوشا ضیغمی در کنار کودکان

عکس نیوشا ضیغمی در حال نقاشی کردن در برج میلاد

بنیاد خیریه دستهای مهربان

نمایشگاه نقاشی بچه های دوست داشتنی این مرکز در برج میلاد تهران

ادامه مطلب

نیوشا ضیغمی: خوش‌چهره‌تر از من در خیابان زیاد است! + تصاویر

عکس نیوشا ضیغمی,گفتگو با نیوشا ضیغمی

نیوشا ضیغمی می‌گوید که مخاطبان او دو بعدی هستند یا از او بسیار خوششان می‌آید و یا نسبت به او خیلی بی علاقه هستند. او معتقد است که تنها چهره او باعث باقی ماندن در فضای سینما نیست.

 

«نیوشا ضیغمی» فعالیت در عرصه هنر را با فیلم‌های موفق آغاز کرد و توانست دو بار کاندیدای دریافت جایزه سیمرغ بلورین  بازیگری از جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای دو فیلم باشد اما پروسه نمایش فیلم‌هایش او را مجبور به انتخاب فیلم‌هایی تجاری کرد که بتواند در زمان خود اکران شده و موفق عمل کند.

او در کارنامه بازیگری خود بیش از چهار فیلم را به ثبت رسانده است که به فروش میلیاردی دست یافته و مخاطبان به خوبی با آنها ارتباط برقرار کردند. در بخش نخست مصاحبه درباره چگونگی انتخاب فیلم‌ها و روند بازیگری و برنامه‌اش برای انتخاب فیلم‌ها صحبت کردیم که از نظرتان می‌گذرد:

*در شروع فعالیت بازیگری با انتخاب‌های درست توانستید دوبار برای فیلم های «شوریده» و بعدها در «حس پنهان» کاندیدای دریافت سیمرغ شوید چرا این روند موفقیت ادامه نداشت و هیچ گاه نتوانستید سیمرغ را از آن خود کنید؟
دو سال بعد از زمانی که کارم را در سینما آغاز کردم، شرایط سینما کاملاً متفاوت شد. از طرف دیگر مسیر اکران فیلم هایم، در انتخاب های بعدی ام تاثیر زیادی داشت. من هشت فیلم بازی کرده بودم در حالی که هیچ کدام از آن ها اکران نشده بود. با این تفاسیر از یک سو از قضاوت مخاطب درباره بازی هایم هیچ اطلاعی نداشتم و نمی توانستم خودم را محک بزنم و از سوی دیگر سینماگران کارهایم را در جشنواره ها دیده بودند و مرا به عنوان یک بازیگر پذیرفته بودند و پیشنهادات متعددی به من می شد. در نهایت باید بگویم هر هنرمندی علاقمند است به ایده‌آل‌ترین شکل ممکن به سینما نگاه کند اما شرایط و مسایل مختلف دست به دست هم می دهد تا یک بازیگر یا فیلمساز به جایگاهی که برای خود در نظر دارد برسد یا از آن دور شود.

*با توجه به عدم اکران فیلم‌هایتان مجبور به آزمون و خطا در انتخاب شدید؟
عدم نمایش فیلم هایم در زمان معین مرا مجبور به انتخاب فیلم های به اصطلاح تجاری کرد تا اکران و دیده شوند. فیلم هایی که بازی کردم متاسفانه به دلیل فضای هنری آن ها موفق به دریافت نوبت نمایش نمی شدند یا در زمان خودشان مانند «تردست» دچار توقیف شدند یا مانند «شوریده» با مشکل عدم اکران از سوی پخش کنندگان و سینماداران مواجه شد. من درآن‌زمان بازیگر چهره ای نبودم آقای صفاخو هم که نقش مقابل من بودند بازیگر چهره ای نبودند و متاسفانه سینمادارها به دنبال اکران فیلم هایی بوده و هستند که چهره های شناخته شده باشند که البته از یک جنبه هایی حق با آنهاست.

این مسیر که در بالا عنوان کردم باعث شد تا کارهایی را انتخاب کنم که موفق به اکران شوند و من توسط مخاطب دیده شوم و مورد قضاوت قرار بگیرم. البته در این راستا حدسم کاملا درست بود و اکران فیلم های من تقریبا از انتها به سمت ابتدا آمد و هشتمین فیلم کارنامه سینمایی من یعنی «اخراجی ها» اولین اکران فیلم سینمایی من بود. در واقع این چرخه نامناسب اکران باعث شد تا من در انتخاب هایم به گونه ای دیگر رفتار کنم. شاید اگر اکران فیلم هایم به موقع صورت می گرفت بازیگر فیلم هایی در ژانری دیگر می بودم .

از سوی دیگر سینماگران معمولا آخرین نقشی که بازیگر ایفا کرده است را قضاوت می کنند. اگر بازیگر نقشی را در یک ژانر خوب بازی کرد پیشنهادات درهمان ژانر سینمایی تکرار می شوند و این امر یکی از عواملی است که بازیگر را به ورطه تکرار سوق می‌دهد.

عکس نیوشا ضیغمی,گفتگو با نیوشا ضیغمی

یک سال و نیم فعالیتی نداشتم

*در این شرایط بازیگر باید مراقبت کند تا به ورطه تکرار نیافتد.
بله من هم موافقم که بازیگر باید مراقب باشد تا به تکرار دچار نشود. من در یک دوره تقریبا یک سال و نیم فعالیت بازیگری نداشتم (سالهای ۸۷ تا ۸۹) و تلاش کردم با امتناع از پذیرفتن نقش های تکراری به دنبال فیلمنامه ای باشم که موجه تر باشد و بیشتر به آن علاقه داشته باشم اما می دیدم فیلمنامه مناسبی وجود ندارد. اگر به فیلم های هنری نگاه کنید به این مسئله خواهید رسید که یک تعداد بازیگر مشخص از یک فیلم به فیلم دیگری می روند و یک موج رسانه ای هم اطراف این بازیگران به وجود می آید و به عنوان بازیگران هنری مطرح می شوند. بخشی از این اتفاق به نگاه کارگردان ها بازمی‌گردد و بخش دیگر موجی رسانه ای است که دست به دست هم میدهد و بازیگر را از جایی  به جای دیگر می رساند.

سینما در شرایط بسیار بدی به سرمی‌برد/ بازیگر حق انتخاب ندارد

*در این شرایط کارگردانان را برای انتخاب بازیگران و احتمال تکرار نقش‌ها مقصر می‌دانید.
نه، در شرایط فعلی هیچ کس مقصر نیست. سینمای ما در شرایط بسیار بدی به سر می برد و می توان گفت بازیگر حق انتخاب ندارد زیرا گزینه مناسب وجود ندارد که بخواهید انتخاب کنید. این شرایط در ۷ یا ۸ ماه اخیر تشدید شده است. بسیاری از بازیگران به بازی در تله فیلم ها روی آوردند. فیلم هایی که شاید درحد‌و‌اندازه آنها نبوده است. خودم از سال گذشته تا امسال پیشنهادات متعددی داشتم که آن ها را نمی پسندیدم و کاری را قبول نکردم. تنها کار  سینمایی در سال گذشته من «اینجا ایران است» بود که فیلمنامه اش در دفتر خودمان شکل گرفت و فیلمنامه را دوست داشتم و کار کردم.

سالی یک فیلم بازی می‌کنم

*در شرایط فعلی سینما پیشنهاد بازی قبول می کنید.
هیچ وقت نمی توان در مورد اینگونه موارد با قطعیت صحبت کرد.باتوجه به تجربیاتم در طول این سالها و تجربه ای که در عرصه تولید کسب کرده ام، فکر می کنم اگر سالی یک کار بازی کنم اما آن را دوست داشته باشم خیلی بهتر از آن است که نقش هایی را بپذیریم که علاقه ای به آنها ندارم.

اعتقادی به مرز‌بندی در سینما ندارم

*در فیلم های تجاری و گیشه پسند ایفای نقش نمی کنید.
سینمایی که تجارت و گیشه نداشته باشد به عقیده من سینما نیست. باید به این نکته توجه داشت که هر فیلم تجاری الزاماً بد نیست. به عقیده من سینما باید مخاطب داشته باشد. من به مرزبندی سینما به تجاری و هنری معتقد نیستم و به فیلم خوب و بد را می شناسم. فیلم پرفروش الزاما فیلم بدی نیست. اگر آن فیلم نباشد چرخه سینما به گردش در نمی آید و سینما تعطیل می شود.

عکس نیوشا ضیغمی,گفتگو با نیوشا ضیغمی

نیوشا ضیغمی , بیوگرافی نیوشا ضیغمی , اینستاگرام نیوشا ضیغمی

نیوشا ضیغمی و همسرش در فستیوال مسکو

با همراه همیشگیم همسر جان مهربان ؛

در حاشیه فستیوال مسکو ؛

برخی فیلم‌های تجاری آبرومند نبود

*فیلم تجاری باید خوش ساخت باشد که متاسفانه این نوع آثار کمتر در سینما دیده می شود.
به نظر من باید بین سینمای تجاری و سینمای هجو تفاوت قائل باشیم. موجی در سینما به راه افتاد و فیلم هایی که اصلا ویژگی های یک سینمای استاندارد را نداشت و به قول معروف بی سرو ته بود ساخته شد. به عقیده من این دسته آثار، فیلم های آبرومندی نبودند. من چند وقت پیش فیلم «پیتزا مخلوط» را دیدم که به جرات می توانم بگویم این فیلم مبتذل نبود بلکه شنیع بود. مواردی در فیلم نمایش داده شده که حال مخاطب را بد می کند. امروز خدا را شکر می کنم که فیلم های سینمای تجاری را انتخاب کردم فیلم های بی آبرویی نبودند.

*پیشنهاد فیلمنامه های در این دست سینما که فیلم های هجو بودند داشتید؟
بله فراوان.

*چقدر از فیلم هایی که بازی کردید و در کارنامه‌تان به ثبت رساندید، دفاع می کنید.
نمی توانم از همه آنها دفاع کنم ولی در شرایط زمانی ساخت فیلم ها بهترین انتخابی بود که در آن زمان انجام دادم . شاید من تنها بازیگری بودم که وقتی وارد سینما شدم تعداد زیادی فیلم بازی کردم که هیچ یک موفق به نمایش در سینماها نشد و دو بار کاندید سیمرغ بلورین بودم اما هیچ کس در میان جامعه و مخاطب عام مرا نمی شناخت. این حس خیلی بدی بود زیرا من هنوز از سوی مخاطب قضاوت نشده بودم.

برچسب چهره‌بودن برای بازیگر نگران کننده است

*شما در کارنامه هنری‌تان چهار فیلم پرفروش و میلیاردی سینما را به ثبت رساندید نگران حضور در این دست فیلم ها و حرکت به سمت کلیشه شدن در این گونه سینما نبودید.
نگران این مطلب هم بودم.وقتی در سینمای ما به بازیگری برچسب چهره بودن زده می شود، ایجاد نگرانی برای بازیگر فراهم می‌شود. وقتی مردم برای حضور آن بازیگری، به سینما می آیند و برای حضور او حاضر به خرید بلیت می شوند کار بازیگر سخت می شود. این اتفاق خوبی برای بازیگر در ایران نیست. در تمام دنیا تلاش می شود بازیگر به چهره ای تبدیل شود که مخاطب را به سینما می کشاند اما مشاورهای متعددی در کنار او حضور دارند تا با برنامه ریزی قوی او برای سینمای کشورش مفید باشد و مسیر حرفه ای اش را درست طی کند.

این مشاوران زمانی که فعالیت بازیگر در سینما کم می شود،برای او برنامه ریزی های متعدد از جمله فعالیت های اجتماعی، خیریه و… انجام می دهند تا او دوباره دیده شود. حتی حاشیه های ساختگی برای او به وجود می آورند تا از ذهن مخاطب فراموش نشود. اگر نگاه دقیقی به فیلم های پرفروش هالیوود داشته باشیم خواهیم دید قبل از اکران آن برنامه ریزی منظم و منسجمی صورت گرفته تا فیلم به درستی دیده شود.

در سینمای ما متاسفانه کارشناسی که بازیگر را در انتخاب هایش راهنمایی کند و او را به یک مسیر مناسب سوق دهد نداریم.در هر صورت باید قبول کنیم که بازیگر عالم کل نیست و به دلیل توانمندی هایش توانسته مخاطب را به سمت خود جلب کند اما چون مشاوران خوبی در کنار وی حضور ندارند ممکن است به ورطه تکرار بیفتد. از طرف دیگر فیلمساز هم حاضر نیست در شرایط فعلی سینما ریسک کند. ما امروز ستاره هایی داریم که در برخی از نقش ها جا افتاده اند و  فیلمسازان ما حاضر نیستند حتی مدل موی آن ها را تغییر دهند زیرا در فیلم قبلی بازیگر با این فرم در گیشه جواب داده است. پس بخشی از ماجرای تکرار و کلیشه شدن هم دست بازیگر نیست و به فیلمسازان مربوط می شود.

*اکثرا در فیلم های تجاری و گیشه پسند این اتفاق برای بازیگران رخ میدهد.
بله. اکثر بازیگران فیلم های تجاری در فیلم های هنری به خوبی از عهده نقش برآمدند. همانطور که گفتم مرزبندی فیلم تجاری و هنری به نظر من کار اشتباهی است.

*با این اوصاف به دلیل عدم حضور برنامه ریز و کارشناس تمام مشکلات انتخاب نقش برعهده بازیگر است.
بله این باری است که بر دوش بازیگر سنگینی می کند و نمی داند که چه اتفاقی رخ خواهد داد. به طور نمونه وقتی فیلم «زمهریر» را انتخاب کردم فکر نمی کردم نتیجه فیلم به این شکل خواهد شد. تهیه کننده  فیلم آقای هاشمی بود که جزو بهترین تهیه کنندگان سینما هستند. بازیگران و عوامل پشت دوربین بسیار حرفه ای بودند. اما در انتها چه اتفاقی افتاد؟ بازیگر دیگر باید چگونه انتخاب کند؟

عکس نیوشا ضیغمی,گفتگو با نیوشا ضیغمی

فیلمنامه  «زمهریر» شعر گونه بود

*فیلمنامه در انتخاب شما در فیلم «زمهریر» نقشی نداشت
فیلمنامه مثل یک شعر، زیبا بود و به گونه ای نوشته شده بود که نمی توانستی چنین نتیجه ای را برایش تصور کنی! حالا به هر دلیلی خروجی کار یک چیز دیگری درآمده است. آیا مقصر بازیگر است؟

*چقدر فیلمنامه‌ها تغییر می کند؟
در بسیاری از اوقات فیلمنامه‌ها دستخوش تغییرات زیادی می شوند. متاسفانه شرایط در سینمای ایران فاقد ثبات لازم است.  فیلمنامه عوض می شود، ممیزی باعث حذف بخش هایی می شود و.. اتفاقات زیادی ممکن است رخ دهد که فیلمساز و بازیگر به آنچه مد نظرشان بود نرسند.

*با گذشت زمان طولانی از تولید «زمهریر» چطور شد که این فیلم از متنی شعر گونه اینگونه ساخته شد که تمام کارشناسان و اهالی رسانه را فارغ از هرگونه دسته و گروهی به واکنش تند در قبال فیلم رساند.
من در جایگاهی نیستم که در مورد فیلم نظر بدهم اما به عقیده من هر هنرمندی ممکن است اشتباه کند. به نظرم یک موجی قبل از اکران فیلم برعلیه آن آغاز شد که افکار را متشنج کرد. توقع مخاطب هم توسط کارگردان و تهیه کننده قبل از اکران فیلم بالا رفت. و در نهایت وقتی فیلم اکران شد نتوانست سطح توقع مخاطبین را برآورده کند و همه چیز به ضرر فیلم تمام شد.

مخاطبان من کاملا دو بعدی هستند /چهره به تنهایی نمی تواند ملاک باشد

*با توجه به انتخاب هایی که از سوی شما صورت گرفته مخاطب به سمتی سوق داده شده که در آثار تنها برای دیدن فیزیک و چهره «نیوشا ضیغمی» به سینما می رود و بازی شما کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
من خدا را شاکرم که یک عده مخاطبین به من علاقمند هستند و از آنها سپاسگزارم. مخاطبان من کاملا دو بعدی هستند یا از من بدشان می آید و یا خیلی به من علاقمند هستند. افراد بسیار خوش چهره تر از من و امثال من در سطح شهر دیده می شوند اما به عقیده من چهره به تنهایی نمی تواند ملاک باشد. نمی توان پذیرفت که یک بازیگر فقط برای داشتن چهره و فیزیک مناسب در سینما فعال باشد.ماندگاری در سینما این نظر را رد می کند. ۱۰ سال است که در حدود ۳۰ فیلم و سریال حضور داشته ام. اگر تنها برای فیزیک و چهره در سینما باقی ماندم شاید بتوانم بگویم که بسیار خوش شانسم.(خنده)

بخشی از انتخاب‌های فیلم گیشه پسند به بی‌تجربگی‌های من بازمی‌گردد

*شاید این نگاه از زمانی قوت گرفت که شما در فیلم های گیشه پسند حاضر به همکاری شدید.
بله منکر این نیستم که بخشی از این موضوع به انتخاب‌ها و بی تجربگی من باز می گردد.من در حالی که ۲۱ ساله بودم،با تجربه بسیار محدود وارد سینما شدم. مسیر حرفه ای مسیری پیچیده و عجیب بود . هشت فیلم بازی کردم که می تواند کارنامه بازیگری ۱۰ سال یک بازیگر با تجربه باشد. فیلم هایی که برخی از آنها هنوز اکران نشده مانند «مواجهه» ، «پارک وی»، «شوریده»، «تردست»، «حس پنهان»، «گناه من»، «تردست» و… بعد از بازی در این هشت فیلم به نقطه ای رسیدم که چهار سال از ورودم به سینما می گذشت اما هنوز هیچ یک از فیلم هایم به اکران عمومی درنیامده بود و نمی دانستم مردم با فیلم هایم ارتباط برقرار می کنند یا خیر. پیشنهاد فیلم های صرفا تجاری هم داشتم مانند فیلم «تلافی» که هنوز در رسانه خانگی جزء پرفروش ترین فیلم ها است.

«توفیق اجباری» را کارکردم که فروش بالایی در گیشه از آن خود کرد . ناخودآگاه به موقع اکران نشدن فیلم هایم مسیر کاری من را پیچیده کرد.در نهایت باید بگویم شرایط اکران، بی تجربگی من و پبچیدگی های سینما مسائلی بود که در مسیر حرفه ای من وجود داشت و همین موضوع یک مقدار کار من را سخت کرد.

*با توجه به این مطلب که گفتید نگاه تان در انتخاب فیلم ها تغییر می کند چقدر به سمت فیلم هایی که بار هنری بیشتر دارد حرکت می کنید و در انتخاب هایتان دقت می کنید؟
من علاقمند به فیلم هایی هستم که علاوه بر بار هنری بتواند مخاطب را هم با خود همراه کند مانند فیلم «جدایی نادر از سیمین». فیلم هایی که به لحاظ ساختار و مضمون مورد قبول است و از سوی دیگر پتانسیل جذب مخاطب را هم داشته باشند، سینمای مورد علاقه من است.

برای حضور در فیلم‌های موفق باید صبر کنم

*چگونه می توانید در این مسیر قدم بردارید تا پیشنهاداتی از این دست به شما برای بازی ارایه شود.
من در حال حاضر باید صبر کنم و تلاش کنم. در شرایطی که فیلم خوب زیاد ساخته نمی شود و سینما به یک رکود ناخواسته رسیده چاره ای جز صبر وجود ندارد. آرزویم این است که بحرانی که امروز سینمای ایران را فراگرفته، به پایان برسد. سینما فقط بازیگر و کارگردان نیست. سینما مجموعه بزرگی است که از این طریق ارتزاق می کنند. متاسفانه آمار به شدت رو به کاهش تولید، باعث بیکاری غالب سینماگران شده که واقعیت تلخی است .

منبع: farsnews.com

توصیه نیوشا ضیغمی برای مراقبت از پوست !

 www.campfa.ir zeyghami

نیوشا ضیغمی این روزها فیلم “یکی برای همه” را روی پرده دارد. به سراغ او رفتیم اما نه به خاطر بازی در این فیلم. چون این بازیگر در زمینه اقتصاد فعال تر عمل کرده و با همراهی همسرش به تجارت نقره مشغول است.

این بازیگر از ۱۷ سالگی با فروش ماشین اهدایی پدرش تجارت را تجربه کرد و حالا با فعالیت در چند حوزه اقتصادی درآمدی به نظر بیشتر از دستمزدهای بازیگری اش دارد. ضیغمی در گفتگو با “مجله مهر” از دغدغه های اقتصادی و سینمایی اش می گوید.

فعالیت اقتصادیتان از چه زمانی شروع شد؟
من خیلی پیش از اینکه ازدواج کنم شروع کردم به کار اقتصادی. دقیقاً ۱۷ سالم بود. پدرم برایم یک پراید خریده بود. همان موقع با خودم فکر کردم خب ماشین که بعد از یک مدتی از بین می رود بهتر است خانه بخرم. با پدرم ماشین را فروختیم، من پولش را بانک مسکن گذاشتم یک سال بعد وام را گرفتم و با آن خانه خریدم. پدرم باورش نمی شد که دختری به این سن و سال این کار را بکند. بعد در همان دوران دانشجویی شروع کردم به کارهای اقتصادی.

بعد هم که وارد کار زیبایی شدید.
راستش من مراجع یک سالن زیبایی بودم تا اینکه خانم دکتری که آنجا کار می کرد پیشنهاد داد سرمایه از من و کار از او تا باهم این کار را شروع کنیم خب من اصلاً ذهنیتی در مورد اینکار نداشتم اما چون ریسک را دوست دارم شروع کردم و کم کم به اصول کار هم وارد شدم. اما بعد به مشکل اساسی خوردیم و من دیگر با این خانم دکتر متقلب کار نمی کنم. یکسال اول همکاری ما خوب بود تا اینکه متوجه شدم این خانم دکتر کارهای خلاف قانون را انجام می دهد. مثلا موادی را به مشتری می گفت آلمانی است اما به جای آن چینی استفاده می کرد. یا اینکه ما پول مواد را می دادیم که آن مواد ناخالصی داشت و حتی می توانست به پوست فرد آسیب برساند. به همین دلیل بعد از تذکرات مداوم هیچ تغییری انجام نشد و من تصمیم گرفتم ادامه کار را با این خانم متوقف کنم و به صورت مستقل ادامه دهم که این را هم اعلام کردم. اما همچنان این خانم دکتر درصدد است نشان دهد همکاری ما باهم ادامه دارد. می دانید چیزی که من را ناراحت کرد کاری بود که در عین بی اخلاقی این خانم انجام می داد.

من سعی می کنم به مردم احترام بگذارم و بسیار نسبت به رفتارهایی که دارم به مردم متعهدم. به هرحال من برای افرادی به عنوان یک بازیگر الگو هستم. بنابراین فکر می کنم که کمک می کند به اینکه موفق عمل کنم چون اگر اینطور نبود در تمام دنیا از چهره بازیگران برای تبلیغات تجاری استفاده نمی کردند. اسم من هم به عنوان کسی که بازیگر است به بالارفتن موفقیت اقتصادی کمک می کند. مثلا در فلان کشور عکس جورج کلونی را برای تبلیغ ساعت استفاده می کنند و اثر چهره بازیگران در فروش و موفقیت تبلیغاتی ثابت شده است که یک کمپانی بزرگ پول کلانی به یک بازیگر می دهد تا برای او تبلیغ کند و حالا ما در چارچوب بین المللی هیچیم ولی این دیگر مسئله ای شخصی است که من بازیگر برای کاری که برای خودم است از اسمم استفاده کنم.

 

نیوشا ضیغمی و همسرش , عکس نیوشا ضیغمی , سلفی نیوشا ضیغمی

عکس نیوشا ضیغمی و حیوان خانگی اش

نیوشا ضیغمی و همسرش , عکس نیوشا ضیغمی , سلفی نیوشا ضیغمی

وقتی مهمان نذری اربعین دوست خوبم هستم

آرزومند سلامتی و قبول آرزوهایتان در درگاه خداوند

 

کاری که شما در سالن خود انجام می دهید به چه صورت است؟ مگر این نوع فعالیت ها نباید در مکان ها پزشکی باشد؟
دقیقا این کارها باید زیر نظر پرشک باشد، بله ماهم در سالن خود از یک کادر پزشکی و مطلع استفاده می کنیم اما کسانی که به ما مراجعه می کنند بیمار نیستند اگر بیمار بودند باید به مراکز درمانی می رفتند. مراجعه کننده ما کسی است که به پوست خود اهمیت می دهد و سلامت پوستش برایش مهم است. مراجعه می کند برای نگهداری بهتر پوست، مو و بدن اینها همه شامل کاری است که ما انجام می دهیم.

این سالن عروس هایی که به اسم شماست با این کاری که شما می کنید چه فرقی دارد؟
چند آرایشگاه در تهران هستند که با اسم من کار می کنند که از نوبرانه هایی است که وجود دارد. چند وقت پیش خانمی به ما مراجعه کرد و گفت خانم ضیغمی من عروس آرایشگاه شما بودم با تعجب گفتم عروس سالن من؟ گفت بله. گفتم من اصلاً سالن آرایشی ندارم گفت به من گفتند که این سالن مال شماست. من سالن آرایشی و عروس یا شبیه این را ندارم و تا امروز هم برنامه ای برای داشتن این سالن ها ندارم.

در مورد سلامت پوست از تجربیات خودتان در این سالن ها بگویید. خیلی ها دوست دارند بدانند برای داشتن پوستی سالم و خوب چه باید بکنند؟
چیزی که به پوست آسیب می زند عدم نگهداری است. پوست بدن را آینه ای برای مشکلات درونی بدن است و اگر مثلاً پوست بی دلیل بیمار شود به یقین بدانید که نشان از آن دارد که فرد درونی دچار بیماری شده است .بیماری های کبدی، کلیوی و استرس ها در اینکه پوست دچار تغییر شود تأثیر دارد البته در این بین نگهداری پوست بسیار مهم است آقایان و خانم ها برای داشتن پوست خوب حتما باید قبل از خواب پوست خود را به صورت کامل بشویند. بدترین کار این است که با پوستی که تمیز نیست به رختخواب بروند حتی اگر کرمی روی پوست داشته اند نباید با آن به رختخواب بروند بلکه باید پوست خود را خوب بشویند این چیزی است که به سلامت پوست بسیار کمک می کند و نمی گذارد پوست آسیب ببیند. اینها کمک می کند پوستی با نشاط داشته باشند. تغذیه سالم و خواب خوب و بهداشت پوست سه نکته ای هستند که به نشاط پوست کمک می کنند ببینید کار خیلی پیچیده ای نیست بعضی افراد هر روز غذای حاضری می خورند خب همین باعث می شود پوست آنها بعد از مدتی دچار آسیب شود.

طب سنتی را برای حفاظت از پوست را قبول دارید؟
بله البته، من چند وقت پیش کتابی خریدم که در مورد داروهای گیاهی و پوست است اسم آن دقیقاً یادم نیست اما در این کتاب کاملاً نوشته بود مثلاً چه گیاهانی با چه دستورالعملی برای پاک کنندگی صورت خوب است. حتی انواع ماسک های صورت را داشت خب این چقدر خوب است که مردم از این چیزها اطلاع داشته باشند و پول خود را صرف نمونه های خارجی نکنند. ضمن اینکه حتی طب سنتی و گیاهی ما بسیاری نکات دارد که بهتر از هر دارویی است بود. مثلاً در این کتاب در مورد پا ک کننده صورت نوشته بود که با گلاب درست می شود در حالیکه گلاب در خانواده ها در چند مورد خاص آن هم برای خوراکی مصرف می شود. پس لزوماً این طور نیست که شما برای داشتن یک پوست خوب یک پول هنگفتی را هزینه کنید و فقط و فقط هم مواد خارجی بخرید. پس هر فردی با هر وضعیت مالی می‌تواند با هزینه ای خیلی اندک از پوست خود مراقبت کند.

خانم ضیغمی چرا برای ادامه فعالیت اقتصادی تان سراغ نقره رفتید؟
راستش بیشتر کار مربوط به نقره را همسرم انجام می دهد و بله سخت‌تر است اما نقره دغدغه هم من و هم همسرم شده است. چون این هنر بسیار در بین ایرانی ها هم ناشناخته است. من تمام تلاشم را می کنم که این هنر شناخته شود حتی چندبار برای اینکه بتوانم در شناساندن این هنر موثر باشم به میراث فرهنگی هم مراجعه کردم و می خواهم در این مورد فیلم مستندی هم بسازم. چون خرجی ندارد یک دوربین است و من.

منظورتان چیست که ایرانی ها نقره را نمی شناسند؟
ما چون آگاهی نداریم به سراغ نقره نمی رویم. مردم قیمت های سرسام آور برای یک سرویس قاشق و چنگال خارجی می دهند اما اگر بگوییم همین قیمت را برای یک سرویس قاشق و چنگال نقره بدهید که یک قلم‌زن ایرانی روی آن زمان گذاشته نمی دهند.

اما این برای اقشار پردرآمد است که قیمت های بالا می دهند اقشار کم درآمد چطور می توانند برای نقره هزینه کنند؟
خب نقره همیشه برای آنها پول است و حتی بعد از مدتی گران تر هم می شود. نقره سومین فلز گران بعد از طلا و پلاتین محسوب می شود. به همین دلیل سخت می شود آن را مردمی کرد. راستش من و همسرم به فکر این موضوع بودیم که جوری هنرهای مربوط به نقره را بین مردم جا بیندازیم. برای اینکه قیمت وسایل نقره را پایین آورد باید اینها را به تولید انبوه رساند و برای اینکه به تولید انبوه برسد نیاز است که کارخانه ای شود. یعنی دستگاه های قالب زنی وارد شود تا نقره مایع از این طرف وارد شود و از آن طرف وسیله مورد نظر بیرون آید. اما آنچه مسلم است این کار نیاز به سرمایه گذاری دولتی دارد و بودجه فردی مثل همسر من هرچقدر هم که دلسوز باشیم نمی رسد تا دستگاه ها را خریداری کنیم. باید از قسمت دولتی برای این کار به ما کمک شود خب اینگونه می توانیم با تولید انبوه قیمت نقره را پایین آوریم.

کار اقتصادی با حرفه بازیگری تان تداخل پیدا نمی کند؟
واقعیت تلخی که متأسفانه وجود دارد این است که ما نتوانستیم در مقابل کانال های ماهواره ای بایستیم. بازیگران به دلیل مشکلات مالی کم کار شده اند و تلویزیون هم پول کافی ندارد در نتیجه آثار خوبی هم در تلویزیون به اندازه کافی تولید نمی شود و همین می شود که با توجه به نداشتن امنیت شغلی در این حرفه خب کار دیگری را باید داشت. خب من نوعی شم و توانایی این را داشتم که در کنار کار بازیگری حرفه اقتصادی داشته باشم اما من به شدت نگران همکاران خودم هستم. چون خیلی از آنها فقط از راه سینما امرار معاش می کنند. هیچ امنیت شغلی که وجود ندارد هیچ حالا شما فکر کنید همه سینما که بازیگر و کارگردان نیست. ببینید چند دستیار صدابردار یا گریم است که آنها از این راه گذران زندگی می کنند.

جالب است که دغدغه های شما شبیه هم نیست و خیلی باهم فرق دارند. مثلاً بعد از بازیگری و داشتن سالن وارد کار تهیه کنندگی شدید. گفته بودید هم خیلی سخت بود چرا؟
من هشت سال کار سینما کردم تا زمانی که وارد مسیر تولید نشدم نفهمیدم کار تولید یعنی چه؟ واقعاً کار سخت و پیچیده ای است یک تهیه کننده را شاید خیلی ها نمی بینند به این دلیل که روی بیلبورد نمی آید من فکر می کنم کار بسیار سختی است.

نقش های زیادی بازی کردید دستمزد خوب به بازیگران دادید یا نه مثلاً بالاتر از دستمزد خودتان؟
آره واقعا بیشتر دست مزدها بالا بود به این دلیل که من به نوعی ارزش می گذارم به هنر همکارانم. من اصلا در قرار دادهایی که بسته می شد دخالت نکردم و به کسی که قراردادها را می بست گفتم خودت ببین ارزش کاری هربازیگر چقدر است و همه هم راضی بودند. البته بعداً از دوستانم سوء استفاده کردم یعنی در کارهای بعدی آنها خیلی خب در کار اول یعنی “پرتقال خونی” ما باید یک کارنامه می ساختیم و دوست داشتم کسانی که در این کار با من همکارند آرامش روانی داشته باشند. اصلاً دوست نداشتم کسی احساس من از بالا نگاه می کتم. می دانم تهیه کنندگی کار سختی است اما دوستش دارم. سینمایی ها اصطلاحی دارند که می گویند هرکس چلوکباب سینما را خورد بد بخت شد حالا حکایت من هم همین است.

بالاترین دستمزدی که دادید به کدام بازیگر بود؟
اگر بگویم خیلی مشخص می شود نمی گویم.

چقدر با بالاترین دستمزدی که خودتان گرفتیید فاصله داشت؟ پایین تر بود؟ بالاتر بود؟
یک مقداری بیشتر. یک مقدار که ۱۰ تا ۲۰ میلیون بیشتر از بالاترین دستمزدی بود که خودم برای بازی گرفتم. البته این را هم بگویم که برای دو کار بعد از “پرتقال خونی” آنقدر دوستان به من لطف داشتند و زیر اعدادشان گرفتند که من شرمنده آنها شدم و نمی دانم چگونه جبران کنم.

خودتان چه رقمی گرفتید؟
وای دستمزد خودم را که اصلاٌ نمی گویم.

چرا رقمی را که گرفته اید نمی گویید؟
می دانید به خاطر سوء تفاهمی که در جامعه ایجاد می شود. ممکن است بازیگری در طول یک سال یک فیلم بازی کند و برای آن یک فیلم ۱۵۰میلیون بگیرد. مردم فکر نمی کنند این بازیگر ممکن است یکسال یا بیشتر بیکار باشد فکر می کنند هر ماه ۱۵۰ میلیون به حساب بازیگر بی دردسر ریخته می شود. در صورتی که اینطور نیست. یا وقتی گفته می شود آتشی به راه می افتد.

دستمزدتان را که نمی گویید از بچه دار شدنتان آن هم با سر و صدای رسانه ای بگویید.
وای این قضیه بچه دار شدن من که خیلی به قول معروف آخرش بود. من دوست دارم مادر باشم، دوست دارم مادر یک بچه باشم اما وقتی ناگهان مادر من با من تماس می گیرد و گریه کنان می گوید تو بچه دار شدنت را از من مخفی کردی و به من نگفتی و این خیلی وحشتناک است بعد به نشریه که تماس می گیری به یک عذر در یک کادر کوچک بسنده می کنند درحالیکه همین شایعه را روی جلد بزرگ زده بودند.

همیشه روی حاشیه ها اینقدر حساسید؟
من همیشه سعی می کنم از حواشی دوری کنم یک زمانی برای این حاشیه ها غصه می خوردم مثلاً در یک باشگاه ورزشی می رفتم یک نفر در مورد بازیگری که فقط یک بار دیده بود شروع می کرد شایعه سازی درحالیکه اصلاً درست نیست. ای بابا شما اصلاً با این خانم بازیگر چقدر معاشرت دارید؟ چقدر می شناسید؟ می پرسم می شناسید این خانم را می گوید نه. واقعا بعضی وقتا اینقدر وارد حریم شخصی می شود که روابط بین افراد نزدیک یک خانواده را دستخوش آسیب قرار می دهد فکر کنید برای همین موضوع، به نظر من رسانه های اینگونه دارند تجارت کثیف می کنند چه کاری بود که رسانه ها با فریماه فرجامی یا ابوالفضل پورعرب کردند چه کمکی به آنها، جامعه بازیگری یا حتی فضای فرهنگی کردند. جالب اینکه این خبرها در روزنامه ها و رسانه های زرد منتشر نشد بلکه رسانه های مطرح ما زرد نویسی کردند.کاش ما واقعا نشریات زرد داشتیم اما نداریم و همه چیز باهم قاطی شده است.

بازیگر سینمای ایران که تجارت نقره می کنید، سالن زیبایی دارید و کار تهیه کنندگی را با تمام سختی که دارد انجام می دهید در نهایت آرزوی خود را در این سه بخشی که کار می کنید برای جامعه بگویید؟
دوست دارم زن ایرانی یا جزئی تر بگویم بازیگران زن ایران الگوی خانواده ها شوند نه فیلم های فارسی وانی چون زن ایرانی، قوی بزگ و ستون خانواده هاست متأسفم که برخی فیلم ها زن ایرانی را به اصطلاح توسری خور نشان می دهند و متأسف تر که هنوز نتوانسته ایم برای سریال های شبکه های ضد ایرانی که مثل مسلسل رو به روی زن ایرانی قرار گرفته اند و هویت آن را خراب می کنند جایگزینی تولید کنیم. امیدوارم کسی بیاید با چوب جادویی فضای فرهنگی ما را سر و سامان دهد.

نظر این بازیگر مرد درباره آنجلینا و نیوشا ضیغمی

نظر این بازیگر مرد درباره آنجلینا و نیوشا ضیغمی www.campfa.ir

خبرگزاری فارس: کامران تفتی در گپ‌وگفت با فارس گفت: علی نصیریان بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر سلطان بی‌چون و چرای هنر نمایش کشور است.

کامران تفتی متولد ۱۹ فروردین ۱۳۵۸ فارغ التحصیل بازیگری که از کودکی تئاتر را در کنار پدرش آغاز کرد و تا زمان ورود به دانشگاه در کنار تحصیل مشغول به تجربه اندوزی در صحنه‌ها بود. و در زمان دانشجویی با کارهای دانشجویی وارد فضای حرفه ای تئاتر کشور شد و با استادانی چون حمید امجد، محمد رضایی راد، محمد چرمشیر، بهزاد فراهانی، قطب الدین صادقی و منیژه محمدی و …. تئاترهایی را به روی صحنه برد، اولین کار تلویزیونی او در سریال ولایت عشق به کارگردانی مهدی فخیم زاده بود و از آن پس سریال‌های خواب و بیدار، حس سوم، بی صدا فریاد کن را هم با او کار کرد.با کامران تفتی به گفت و گو نشستیم که متن این مصاحبه در ادامه از نظر می‌گذرد.

*خودتان را معرفی کنید

کامران تفتی هستم متولد ۱۹ فروردین ۱۳۵۸ در تهران به دنیا آمده‌ام.

* اگر بازیگر نبودید دوست داشتید چه کاره می شدید؟

هیچ.چون از کودکی وارد بازیگری شده بودم .آن هم نه به معنای شوخی.۷ ساله بودم که اولین تئاترم را بازی کردم البته درسم هم خیلی خوب بود ولی چون بازیگری را دوست داشتم رشته هنر را انتخاب کردم و کنکور هنر دادم .به همین خاطر فکر کنم اگر قرار بود بازیگر نشوم اصلا نبودم!

* دوست دارید با چه کارگردانی کار کنید که تا به حال کار نکرده اید؟

با همه کارگردان‌ها! من بازیگر هستم و برایم بازیگری مهم است، ماهیت بازیگری برایم از اسم آدم‌ها مهم‌تر است به همین خاطر هر فیلمسازی که اندیشه ای دارد و می‌توانم به عنوان ویترین فوق‌ ‌العاده و ابزار اندیشه او و شیوه گفت‌وگو او با مردم جامعه می‌توانم کمکش کنم.

* دوست داشتید چه نقشی را بازی کنید که بازی نکرده اید؟

من نقش زیاد بازی کردم! همه نقش‌های را دوست دارم .البته خیلی از نقش‌ها را بازی نکردم.

*آیا بوده بعد از سال‌ها از نحوه بازی در فیلمی خجالت بکشید؟

نه هیچوقت. من تمام تلاشم را کردم که حرفه‌ام را تخصصی جلو ببرم، طبیعتا دچار ضعف است ولی اینکه خجالت بکشم خیر، چون همیشه با عشق و قلب و خونم بازی کردم.

* در بازیگری الگوی خاصی داشتید؟

بله. زندگینامه و نحوه بازی آل پاچینو همیشه برای من مثال زدنی است، در ایران هم بهروز وثوقی و خسرو شکیبایی الگوهای من بودند.

*فکر می‌کنید رابطه مردم با سینما بهتر است یا تلویزیون؟

رابطه مردم با چیزی که شایسته آن‌ها باشد بهتر است، حالا اگر می‌بینید رابطه مردم با سینما کم شده است حتما سینما شایسته مردم نبوده است، اگر در تلویزیون کمی بین مردم و تلویزیون فاصله افتاده باشد حتما چیزی که ساخته می‌شود شایسته و بایسته مردم نیست. به نظر من مردم خیلی هوشمندانه انتخاب می‌کنند، دلیل استقبال و طرد کردن فقط این است که آنها تشخیص می‌دهندخوراک فرهنگی شان شایستگی لازم را ندارد یا خیر.

* به نظر شما دستمزد بازیگران منصفانه است؟

نه خیلی کم است!

* برخی‌ها درباره دستمزد بازیگران جدید اعتراض دارند، این اعتراض‌ها چقدر بجاست؟

خیلی از این حرف‌ها، حرف‌های پشت پرده است. بیشتر فضای فکری اینطور است که نمی‌دانند این طرف چه خبر است، در محیط بیزنس و اقتصادی سینما نیستند و از بیرون حرف می‌زنند. بازیگر جدید و قدیم ندارد، باید اول این حرفه و هنر را تخصصی کنیم .بعد که تخصصی شدیم آنوقت تخصصی برخورد میکنیم و در آن‌صورت هیچ بازیگری نه پول اضافه میگیرد و نه از ارزشش کم می‌شود. به نظر من اگر هر کسی در یک محیط تخصصی جای خودش باشد دیگر این مسائل اتفاق نمی‌افتد.

* آیا پول بازیگران از پارو بالا می‌رود؟

نه! از جیبشان هم بیرون نمی‌آید، چه برسد به پارو!

* بازیگران ما چقدر به مبانی نظری بازیگری تسلط  دارند؟

متاسفانه درصد خیلی کمی .به نظر من تحصیلات آکادمیک باید در کنار تجربه‌های عملی و بودن در اتمسفر و فضای سینمایی باشد. این تجربه برای تحصیلات دانشگاهی و آکادمیک مکملی درستی است .هر دو این موارد باید در یک بازیگر باشد.یعنی شما اگر بازیگر باسوادی هم باشید بالاخره یک جا کم می‌آورید.

* برخی عنوان می‌کنند که مانکن‌های خوشچهره جای بازیگران واقعی را گرفته‌اند نظر شما چیست؟

هر چیزی به جای خودش! چون ما سینمای چندگانه نداریم متاسفانه این اتفاق در حال رخ دادن است. اما به هر حال سینما به قدری بزرگ است که کسی جای فرد دیگری را نگیرد. هرچند با این موضوع هم باید تخصصی برخورد شود.

* رابطه چهره با سینما چیست؟

سینما به چهره احتیاج دارد، چهره باسواد، چهره ماندگار، ولی چهره‌ای که با قلب مردم سر و کار دارد خیلی کم پیدا می‌شود. کاش چهره‌های ما چهره هایی باشند که برای ساخت آن تلاش کنیم، نه چهره‌های ساخته شده‌ای که برای تخریب آن تلاش کنیم.

* آیا بازیگران با رسیدن به دوره پیری تمام می‌شوند؟

بستگی دارد! عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی و خیلی از مو سپیدهای دیگر تمام نشده‌اند. اگر عمری را با عزت سپری کرده باشید پیری فضای بازیگری را پاک نمی‌کند.

* فیلمفارسی چیست؟

من اصولا آدم قضاوت کردن و ارزش گذاری نیستم ولی بخشی از تاریخ معاصر سینمای من است و من تمام فیلم‌هایش را دیدم حتی لحظات درخشانی در آن سراغ دارم طبیعتا ضعف‌ها و اشکالاتی هم در آن وجود دارد. امیدوارم اگر قرار است در این دوره و زمانه در سینما به پسرفت ادامه بدهیم حداقل شبیه سینمایی بشویم به نام سینمای فارسی که شاید بتوانیم در آن لحظات شادی به اسم خودمان خلق کنیم. این که قرار باشد بین کلیشه و مدرنیسم و سنت دست و پا بزنیم و به یک جایگاه درست در سینما نرسیم به نظرم خیلی بدتر از سینمای فارسی است.

* چقدر به سالمندان هم صنف خود سر می‌زنید؟

خیلی زیاد. هر کس یک روز زودتر از من در این حرفه باشد احترامش به ‌روی چشم‌های من است و تا آنجایی که بتوانم سعی میکنم در محیط خانواده سینما یک بچه ته تغاری باشم که خیلی کلاس نمی‌گذارد!

* چرا خانه همه بازیگران در شمال شهر است، در صورتی که عمده علاقمندان  به سینما در جنوب شهر هستند؟

اغلب اینطور نیستند، من خودم سال‌ها در شرق تهران، جنوب تهران بودم، الان هم در غرب تهران هستم و به نظرم این‌ها بیشتر حاشیه است.

* چرا زندگی شخصی تعداد قابل توجهی از بازیگران دچار مشکل می‌شود؟

بخاطر اینکه فرهنگ درست عمل کردن نیست غلط هم زیاد اتفاق می‌افتد.

*دوست داشتید در هالیوود بازی میکردید؟

حتما بازی می‌کنم!

* چرا در بین مردم این اعتقاد وجود دارد که بازیگران تقیدات مذهبی و اخلاقی ندارند؟

کاملا مخالفم. اغلب بازیگران تقیدات مذهبی و اخلاقی و پایبند بودن به سنت بسیار بسیار برایشان مهم است و شیوه آنها متفاوت است، اعتقادشان تظاهر نیست و خیلی از آن نمی‌گویند. آدم‌ها را نمی‌شود قضاوت کرد، بهتر است این کار نکنیم.

* اگر روزی علیه ایران جنگ شود، شما برای دفاع شرکت می‌کنید؟

بله.

* چرا فیلم‌های ژانر دفاع مقدس موردتوجه مردم قرار می‌گیرد؟

چون مفهوم کلی ایثار در آن وجود دارد و ما کمی بیشتر هزینه می‌کنیم و این هزینه کردن مردم را  به دیدن وادار می‌کند، و وقتی با لایه های پنهان فیلم، حس و حال‌ها و عشق فیلم که اینگونه روایت می‌شود و به هر حال بخشی از تاریخ معاصر مردمی است که سعی می‌کنند با آن ارتباط برقرار کنند، به همین خاطر بیشتر استقبال می‌کنند و من آرزو میکنم فردی مثل ابراهیم حاتمی کیا از این سینما فاصله نگیرد مثل زنده یاد رسول ملاقلی پور که رفت و ما قدرش را ندانستیم و رفت…

* برخی می‌گویند الفاظ رکیک و خنداندن به هر قیمتی در سینما و البته تلویزیون زیاد شده است، نظر شما چیست؟

هر چیزی در تعادلش اتفاق می‌افتد، اگر قرار باشد تعادل وجود نداشته باشد چه در سینما چه در تلویزیون اگر از هر طرف بام بیفتیم.
* چرا هنرپیشه‌های هالیوود همه جا مثل سومالی در سیاست‌های خارجی شرکت دارند ولی هنرپیشه های ما نیستند؟

چون ما کشور سیاست زده‌ای هستیم و متاسفانه همه چیز را با هم اشتباه می‌گیریم.

* چقدر از اجناسی که مصرف می‌کنید ایرانی است؟

سئوال سختی است! تا جایی که راه داشته باشد سعی میکنم اجناس ایرانی مصرف کنم.

* بحث فساد در سینما موضوعی است که بازیگران زیادی درباره آن صحبت کرده‌اند مثل امین تارخ که گفتند برخی دختران برای ورود به سینما خودشان را عرضه می‌کنند این موضوع چقدر صحت دارد؟

به نظر من سینمایی که قرار شد با عرضه و خود فروشی بدست بیاید، نامش سینما نیست، آدم‌های دیگر هم این اتفاق مورد پسندشان نیست. از این دست موارد سینمای ما را کوچک می‌کند.

* اگر یک میلیارد پول داشتید با آن چه می‌کردید؟

چون الان خانه ندارم سعی می‌کردم خانه بخرم!

* آخرین کتابی که خواندید؟

قهرمان

* آرزوی شما چیست؟

سلامتی و سربلندی و آرامش را برای مردم کشورم آرزو می‌کنم.

* عزت الله انتظامی

آقای همیشه بازیگر

*  علی نصیریان

سلطان بی چون و چرای تئاتر

* محمد علی کشاورز

اسطوره نقش های بی تکرار

* نیوشا ضیغمی

همکار خوبم

*شهرت

شیرین‌ترین آفت حرفه‌ام

* سینمای ایرانی

با آرزوی جهانی شدن

* شریفی‌نیا

همکار پرکار من

* هالیوود

خیلی دست نیافتنی نیست

* دفاع مقدس

امیدوارم یک فیلم سینمایی در این ژانر کار کنم

*  بهترین فیلمی که دیده‌اید

خیلی نامردید! فیلم خوب زیاد دیدم

*  بدترین فیلمی که دیده‌اید
 سیصد

* آنجلینا جولی

بازیگر بسیار خوبی است

* بدترین حادثه‌ای که برایتان اتفاق افتاده است

تصادف در سال ۷۸

* جایی که به شعورتان توهین شده است

خداروشکر توهین نشده است.

* بدتربن صحنه‌ای از فیلمی که دیدید

در یک فیلم کره‌ای آقایی یک هشت پای زنده را خورد!

* در کدام فیلم دوست داشتید بازی کنید

پدرخوانده ۲، نقش آلپاچینو!

* تا بحال حسودی کردید؟

بله!

* مهم‌ترین اتفاق جهان

نابودی زمین

* مهم‌ترین اتفاق ایران طی سال‌های اخیر

گرفتن اسکار اصغر فرهادی

*  تهاجم فرهنگی

به من خیلی تهاجم نمی‌شود.

* صلح

آخ! عجب چیز کم یاب و نایابی است.

* هیروشیما و ناکازاکی

هروقت اسم هیروشیما را می‌شنوم یاد بمب می‌افتم، دوست دارم ناکازاکی را به داداش کایکو و دستمال قدرت ربط بدهم!

نیوشا ضیغمی راستش را بگو !

نیوشا ضیغمی در سریال «راستش را بگو» با نقشی که به اعتقاد خودش خیلی از کاراکتر شخصی اش فاصله دارد، توجه مخاطبان تلویزیون را به خود جلب کرده: نقشی که ممکن است با پیگیری سریال عصبی تان کرده و لوس و خودرأی بودنش توی ذوقتان بزند. البته خود ضیغمی اعتقاد دارد اگر این اتفاق افتاده یعنی او در بازی اش موفق عمل کرده است.

 

روزنامه تماشا با او به بهانه این سریال به گفت و گو نشسته. هر چند در این گفت و گو، حرف ها به وضعیت سینما، زندگی شخصی و احوال این روزهایش هم کشیده شد که در ادامه می خوانید:

شما پیش از بازی در سریال «راستش را بگو» در تلویزیون با سریال «در چشم باد» سابقه فعالیت داشتید، بازگشت به تلویزیون به دلیل بحران سینما بود یا دلایل دیگری داشت؟

– نمی گویم به خاطر شرایط سینما بود چون زمانی که آقای آهنج پیشنهاد بازی در این سریال را داد، من پیشنهاد سینمایی هم داشتم اما فیلمنامه ای که از این سریال خواندم اینقدر جذاب و غافلگیرکننده بود که من از تلویزیون انتظار ساخت چنین سریالی نداشتم.

همانطور که می بینید تلویزیون همیشه در حالتی تعیین شده حرکت می کند و با بودجه های میلیاردی سریال هایی ساخته می شود، مثل همین «کلاه پهلوی» که در حال پخش است و پاسخگوی انتظارات نیست.

من همیشه فکر می کنم اگر قرار است در تلویزیون حاضر باشیم و روبروی مخاطبان میلیونی این مدیوم قرار بگیریم، باید در کاری باشد که بازتاب های خاص داشته باشد نه با داستان های دختر و پسری و خانوادگی روتینی که همیشه دیده ایم و هیچ جذابیتی برایمان باقی نگذاشته است. به همین خاطر وقتی متن «راستش را بگو» را خواندم احساس کردم با یک متن انتقادی اجتماعی مواجه هستم که خیلی ترغیبم کرد به تلویزیون برگردم.

شخصیتی که شما در این سریال ایفاگر آن هستید یک دختر لوس است که مدام در حال جیغ زدن است. نترسیدید که به خاطر این نقش، مخاطب شخص شما را به جای کاراکتر پس بزند؟

– تا الان من نزدیک به ۳۰ فیلم و سریال بازی کرده ام و کارنامه بازیگری ام با شخصیت هایی که بازی کرده ام، بالا و پایین داشته اما شخصیت «خاطره آرامی» کمی متفاوت تر از بقیه بود، چون یک دختر خودپسند و مغرور است که فقط خودش را می بیند. اساسا فکر می کند همه چیز را می تواند به هر قیمتی به دست بیاورد که اتفاقا برعکس این روند پایان خیلی متفاوتی خواهد داشت.

حالا اگر مردم، من را در این سریال جیغ جیغو و لوس می بینند و اعصابشان خرد می شود، یعنی اینکه من کارم را درست انجام داده ام و به آن چیزی که مد نظر فیلمنامه نویس بوده، رسیده ام اما من خودم لوس و جیغ جیغو نیستم بلکه به خاطر نقشم اینگونه رفتار می کنم. خاطره آرامی، نیوشا ضیغمی نیست و مردم باید این دو نفر را از هم متفاوت بدانند.

خودتان چقدر این داستان را باور کرده اید؟ اینکه یک گروه یکباره دلشان بخواهد اهل فتوت بشوند. داستانی که به دلیل نداشتن همانندی در جامعه، به نظر شعاری و غیرقابل باور است.

– من نمی توانم اسمش را شعار بگذارم. قرار نیست تجربیات همه آدم ها شبیه به هم باشد و ما نمی توانیم هر چیزی را که خودمان تجربه نکرده ایم به اسم شعار پوشش بدهیم. من فکر می کنم همه آدم های این سریال نمونه اجتماعی دارند. درهمه جای دنیا مضمون سیاسی، ژانر نیست و یک تم است.

تم داستان ما هم سیاسی است و در تم های سیاسی همه چیز بر اساس مکالمه پیش می رود و آدم ها زیاد حرف می زنند. وقتی آدم ها زیاد حرف بزنند و حرف هایشان هم قلنبه سلمبه باشد، حالتی شعارگونه پیدا می کند. به نظرم اگر کسی بتواند از یک دیالوگ این کار تاثیر بگیرد، یعنی ما موفق شده ایم.

صادقانه اگر بخواهید بگویید، انتقادی به این کار ندارید؟

– قطعا به این کار هم نقدهایی وارد است و من از نقدهای خوب استفاده می کنم اما بعضی سایت ها را که می دیدم احساس کردم بعضی ها نقد نمی کنند بلکه به شکلی گویا غرض ورزی دارند. این را نمی توان پذیرفت اما همه ما نقدهای سالم را می پذیریم.

چرا در تمام طول سریال شما با یک دست لباس دیده می شوید؟

– من خودم به این موضوع انتقاد داشت. به این دلیل که این آدم مدعی است که پدر ثروتمندی دارد، پس باید نحوه لباس پوشیدنش مثلا با هانیه حقی (با بازی الناز بهمن زاده) فرق داشته باشد. این ایرادی بود که من خودم هم به طراح صحنه و لباس وارد می دانم. این موضوع را زمان فیلمبرداری عنوان کردم اما از آنجایی که ما بر اساس خط داستان پیش نمی رفتیم و قرار بود صحنه ها رج بخورد، پیشنهاد من را نپذیرفتند. در نهایت چون طراح صحنه و لباس انتخاب کارگردان بود و من برای شخص آقای آهنج به شدت احترام قائل هستم، این مورد را پذیرفتم.

در حال حاضر از شبکه های فارسی زبان سریال هایی پخش می شود که عملا کیفیتی ندارند اما مخاطبان اینها برابری می کند با پرمخاطب ترین سریال های سال های دور در تلویزیون خودمان. شما دلیل چنین اتفاقی را چه می دانید؟

– من فکر میکنم کم کاری مدیران و سیاستگذاری شان برای ساخت برنامه در تلویزیون در این مورد موثر است. ضربه ای که شبکه های فارسی زبان مثل فارسی وان و غیره به فرهنگ ما می زنند از حمله مغول و سوزاندن کتابخانه های مان هم سهمگین تر است. شاید آن زمان وسعت مخاطب و آدم های باسواد کمتر بود اما الان دیگر در هر جای کشور تلویزیون و ماهواره وجود دارد و تاثیر این سریال ها روی اخلاق و اصول خانوادگی ماست.

آنها دارند ضد اخلاقیات را جزو زندگی می کنند و قبح آنها را از بین می برند و این واقعیت تلخ این اتفاق است. من فکر می کنم در حال حاضر مسئولیت به شدت سنگینی روی دوش سیاستگذاران است و اگر به داد این موضوع نرسیم، روز به روز مخاطب را از دست می دهیم تا بروند و مخاطب ثابت برنامه های مزخرف آن طرف آبی شوند.

 

نیوشا ضیغمی , بیوگرافی نیوشا ضیغمی , اینستاگرام نیوشا ضیغمی

بازی نیوشا ضیغمی در فیلم ایران برگر

نیوشا ضیغمی , بیوگرافی نیوشا ضیغمی , اینستاگرام نیوشا ضیغمی

بازی نیوشا ضیغمی در فیلم ایران برگر

 

سریال کلاه پهلوی را دنبال می کنید؟

– من دو قسمت از این کار را دیدم و متاسفانه جذبش نشدم، چرا دروغ بگویم؟

برای این سریال که هم وقت وهم بودجه و انرژی گذاشته شده بود؟
– روزی که سریال «کلاه پهلوی» کلید خورد، من هنوز کلاس بازیگری می رفتم. نزدیک به ۱۱ سال از آن تاریخی که من کلاس می رفتم گذشته و من در این مدت چیزی حدود ۳۰ فیلم و سریال بازی کرده ام و حالا دارد این سریال پخش می شود.

من در آن زمان در کار «در چشم باد» هم حضور پیدا کردم که یک کار ملی و عظیم بود که من همیشه به آن افتخار می کنم چون خیلی خوش ساخت بود و برایش زحمت کشیده شد؛ حتی آن سریال هم پخش و پخش آن هم تمام شد اما واقعا نمی دانم که چرا برای این سریال این اتفاق افتاده و چرا نمی تواند مخاطب را جذب کند. این را نمی توانم ریشه یابی کنم.

آخرین فیلمی که روی پرده دیده اید؟

– (فکر می کند) باید اعتراف کنم که زیاد سینما نمی روم اما آخرین فیلم، فکر کنم «کلاه قرمزی» بود.

شما در فیلم «گشت ارشاد» بازی می کردید و دعواهای سینمایی از آن زمان بر سر این فیلم و «خصوصی» شروع شد تا رسیدیم به بحران فعلی، در این مورد هیچ وقت اظهار نظر نکرده اید.

– فکر می کنم که برخوردهای غلط و لحظه ای که بر اساس ناآگاهی است، ضربه زننده است. همانطوری که ضربه زده و می بینید. زمانی که برای فیلمی پروانه ساخت داده می شود، آن فیلم ساخته می شود و در جشنواره تشویق می شود و حالا پروانه نمایش می گیرد و روی پرده می رود و به یکباره روی پرده، آن اتفاقات برایش می افتد. در چنین شرایطی، دیگر ماجرا سیر طبیعی و قانونی اش را از دست می دهد و می رسد به همان برخوردهای ناآگاهانه و منفعلانه. حالا با بروز این اتفاق شما به انگیزه مردم، سینمادار، تهیه کننده، کارگردان و بازیگر توجه کنید. دیگر کدامشان انگیزه خواهند داشت؟ اختلافاتی که از طرف سازمان حوزه هنری اتفاق افتاد و سیری قانونینداشت چرا که ارشاد بالاترین مرجع فرهنگی است که وقتی صلاحیت نمایش و ساخت یک فیلم را تایید می کند، همه باید پیرو رأی او باشند و خلاف این اتفاق غیرقانونی است. همین می شود که فیلمی با سرمایه ۶۰۰ میلیونی ساخته می شود و فروشش ۳۰ میلیون است با ستاره هایی که زمانی ضامن فروش بودند.

شما به عنوان عضوی از این سینما برای موقعیت فعلی چه پیشنهادی دارید؟

– باید برای انگیزه بخشی به کارگردان و سرمایه گذار کارهایی کرد. باید یک جلسه هم اندیشی گذاشت که از دل آن نتیجه بیرون بیاید نه حرف. باید جلوی تعطیلی کامل سینما را گرفت.

امیدی هم به بهبود شرایط دارید؟

– انسان با امید زنده است و من نمی خواهم این امید را از خودم بگیرم و به جمع بازیگران زیادی بپیوندم که با سینما خداحافظی کرده اند، رفتند خانه شان نشستند و دیگر بازی نمی کنند. دیگر انگار طبیعی شده است. هر روز یکی خداحافظی کند ودیگری قهر کند. من دلم نمی خواهد این اتفاق برای من هم بیفتد اما واقعا از مسئولان می خواهم فکری به حال این شرایط بکنند.

هنوز در موسسه زیبایی تان مشغول به کار هستید؟

– من با یکی از پزشکانی که در آنجا کار میکرد، دچار اختلاف نظر شدم و حس کردم که غیراخلاقی برخورد می کنند و نگاهشان کاملا بیزینسی است. همین شد که از آن گروه جدا شدم و پیگیر این هستم که یک مرکز دیگر با یک گروه دیگر تاسیس کنیم.

شما از آن دست بازیگرانی هستید که اغلب مردم می دانند همسرتان چه کسی است و شغلش چیست، این باعث نشده که برایتان حاشیه پیش بیاید یا مردم به زندگی تان سرک بکشند؟

– نه، همیشه مردم به من لطف داشته اند. من دوست دارم که مردم بدانند یک بازیگر می تواند ازدواج کند و زندگی محکمی هم داشته باشد. به خاطر اینکه همیشه در بین عوام این ذهنیت وجود دارد که بازیگران، زندگی شخصی شان خیلی عجیب و غریب است و ترجیح می دهند اصلا ازدواج نکنند. من می خواستم بگویم واقعا اینطور نیست. یک بازیگر می تواند همه چیز را تجربه کند. هم یک زن خانه دار خوب باشد، هم مادر و همسر خوبی باشد. من دوست داشتم که با ازدواجم بگویم که زندگی شخصی پیچیده ای ندارم. متاسفانه آمار طلاق در جامعه سر به فلک کشیده و این یک اتفاق وحشتناک است و من به عنوان بازیگر اگر می توانستم اندازه یک قطره هم روی این موضوع تاثیر داشته باشم، فکر کنم کار خوبی کرده ام.

شما بازیگری هستید که از کلاس های بازیگری به سینما وارد شدید. اتفاقا آن زمان هم انتقادی به این شکل ورود بود که چرا بعضی بدون تحصیلات آکادمیک وارد می شوند اما حالا شرایط با آن زمان هم فرق کرده و راه های ورود آدم ها به این دنیا از شکل های غیرمرسوم آن است. نظرتان در مورد شیوه های جدید چیست؟

– هنر، بخش عمده اش غریزی است و بخشی هم آکادمیک. بازیگران زیادی هستند که کشف استعداد شده اند مثل مارلون براندو یا برگمان. اینها تحصیلات آکادمیک نداشتند اما اعتبار سینمای جهان هستند اما خب این را هم باید بپذیریم که در حال حاضر بازیگر کیلویی هم وجود دارد.

من خودم از کلاس بازیگری به سینما آمدم و هنوز هم هیچ ابایی ندارم که بروم سر کلاس بنشینم و باز هم چیز یاد بگیرم. در کل بدون علم و آگاهی، آدم ها را به خاطر چشم های زیبا، پارتی و پول وارد سینما کردن کار غلطی است اما نگران نباشید. من فکر می کنم الک سینما در طول زمان، کار خودش را می کند وشما دیگر خیلی هایی را که قبلا در این سینما دیده اید، نمی بینید.

منبع : باشگاه خبرنگاران

  • خرید ساعت مچی خرید پستی انواع مدل های بروز ساعت مچی های زنانه و دخترانه http://www.amazing.ir/1394/04/04/wristwatch-new/