خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
خانه » آرشیو برچسب: داستان دزدی جالب بهنوش بختیاری

بایگانی برچسب ها: داستان دزدی جالب بهنوش بختیاری

داستان کوتاه و جالب دزدی بهنوش بختیاری

داسـتـان کـوتـاه و جـالـب دزدی بـهـنـوش بـخـتـیـاری

 

داستان کوتاه و جالب دزدی بهنوش بختیاری| www.campfa.ir

 

داستان کوتاه دزدی بهنوش بختیاری

 

بهنوش بختیاری به تازگی در گفت وگویی با صفحه جنایت و مکافات مجله ایده آل با صداقتی کامل از ویژگی های مثبت و منفی خود سخن گفته است و در میان اعترافات جالب خود به دزدی از یک رستوران اشاره کرده و گفته است: دست کجی یکی از خصلت‌هایی است که در قانون زندگی‌ام است که آن کار را انجام ندهم، مثل قتل که خیلی‌ها می‌گویند و اصلا امکان ندارد.
دزدی و دست‌کجی را در آن رده می‌بینم، اما چند وقت پیش با دوستان و همسرم به رستورانی رفتیم که یک فاکتور خیلی هنگفتی جلوی ما گذاشتند.
وی در ادامه افزوده است: لجم گرفت و سیخ‌های کبابی که نظرم را جلب کرده بود را برداشتم و با خودم به خانه آوردم. دلم می‌خواست صاحب رستوران بداند ۲۶۰ هزار تومان پول غذای ۴ نفر انصاف نیست.در مسائل حقه‌بازی خیلی باهوشم، یعنی اگر قرار بود یک آدم خلافکار شوم قطعا آدم موفقی می‌‌شدم.

غیبت کردم و دهانم آفت زد

وی در بخش دیگر این مصاحبه ضمن بیان این نکته که یک وقت‌هایی کاری انجام داده‌ام که اشتباه بوده و آنقدر جالب تاوان آن را پس داده‌ام که تصمیم گرفته‌ام آدم خوبی باشم افزوده است:یادم می‌آید یک‌بار به صورت ناجوانمردانه راجع به کسی صحبت می‌کردم. خودم هم حس می‌کردم صحبتی که می‌‌کنم پوچ است و صرفا از روی بدجنسی آن حرف‌ها را بازگو می‌کنم. در واقع خودم واقف بودم که کار انجام می‌دهم.خیلی عجیب بود که وقتی به خانه‌ام برگشتم احساس کردم در دهانم سوزش حس می‌کنم. به دکتر مراجعه کردم و متوجه شدم دهانم پر از آفت شده است.منظورم این است که آن غیبت کردن به سرعت روی زندگی و بدن من نشان داد، طوری که واقعا از قضیه کار می‌ترسم.

به لباس‌های بازیگرهای قهوه تلخ خیلی حسادت کردم
بختیاری همچنین در پاسخ به این سوال که آیا تا به حال نسبت به یک بازیگر حسادت کرده‌ای، گفته است: بله. خیلی فراوان حسادت را حس کرده‌ام. از ذهنم گذشته است که زیرآب طرف را بزنم و نقش مورد علاقه‌ام را خودم بازی کنم. اما هیچ‌وقت برای آن طرف نزده‌ام و حسم را به زبان نیاورده‌ام. یک مدت روزنامه بانی‌فیلم را نمی‌خریدم، اعصابم خورد می‌شد به‌خصوص زمانی که منشی صحنه بودم لجم می‌گرفت که فلانی در فلان کار مشغول به کار است اما من نیستم.

وی در ادامه افزوده است: دوست داشتم نقش فرشته صدر عرفایی در کافه ترانزیت را من بازی کرده باشم یا نقش خانم طناز طباطبایی را در کار آقای مهرجویی را من بازی کنم یا نقش هدیه تهرانی در قرمز را خیلی دوست داشتم اما هیچ‌وقت نمی‌گویم کاش من جای او بودم چون قطعا او از من خیلی بهتر بوده است. دلم می‌خواست در قهوه تلخ بازی می‌کردم اما دعوت به بازی در آن کار نشدم. به لباس‌های بازیگرهای قهوه تلخ خیلی حسادت کردم. فکر می‌کردم لباس سنتی آن مدلی به من می‌آید.

منبع : سایت تاپ ناز

  • خرید ساعت مچی خرید پستی انواع مدل های بروز ساعت مچی های زنانه و دخترانه http://www.amazing.ir/1394/04/04/wristwatch-new/