خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان. (دکتر علی شریعتی)
خوش آمدید - امروز : شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶

نقشه کثیف ۲ جوان هوسران برای آزار یک دختر

چون تشنه بودم آن را نوشیدم. اما خودش به بهانه ای به آشپزخانه رفت. چند لحظه بعد چشمانم همه جا را تیره و تار می دید. نفسم بالا نمی آمد و حال خوشی نداشتم.

افکارنیوز: دختری که طعمه نقشه شوم دو جوان قرار گرفته بود با مراجعه به دادگاه کیفری استان تهران خواستار رسیدگی به این ماجرا شد.


چندی قبل دختر جوانی به نام «ن» به دادگاه کیفری استان تهران رفت. او که شرایط روحی بدی داشت و دست و پایش می لرزید گفت: دو پسر جوان او را بیهوش کرده و مورد آزار و اذیت قرار داده اند.

«ن» در شکوائیه اش گفت: من شاغلم، مدتی قبل به طور اتفاقی با جوانی به نام «م» آشنا شدم. او در همان برخورد اول گفت: به من علاقه دارد و می خواهد با من ازدواج کند اما من به او علاقه ای نداشتم و همان ابتدا پاسخ آخرم را دادم. اما او سماجت می کرد. مدتی از خواستگاری «م» گذشته بود که او تماس گرفت و گفت می خواهد درباره موضوع مهمی با من صحبت کند.

هر چند تمایل نداشتم اما اصرارهایش باعث شد سراغش بروم. ابتدا قرار بود در یک پارک یا کافی شاپ صحبت کنیم اما وقتی سوار خودروی او شدم گفت: کلید خانه دوستش در اختیار او است. وقتی «م» مخالفتم را برای رفتن به آن جا دید قسم خورد می خواهد با من صحبت کند. من هم قبول کردم و به آن جا رفتیم. وقتی وارد شدیم او برایم شربت آورد.

چون تشنه بودم آن را نوشیدم. اما خودش به بهانه ای به آشپزخانه رفت. چند لحظه بعد چشمانم همه جا را تیره و تار می دید. نفسم بالا نمی آمد و حال خوشی نداشتم. بعد از آن متوجه چیزی نشدم تا این که وقتی چشمانم را باز کردم هوا تاریک شده بود. من وضعیت بدی داشتم و فهمیدم «م» مرا مورد آزار و اذیت قرار داده است.

درد زیادی در بدنم حس می کردم و دست و پاهایم بی حس بود. بعد از آن از فرط بی حالی روی زمین افتادم و وقتی به هوش آمدم جوان دیگری آن جا بود. او دستم را گرفت و یک لیوان نوشیدنی به من خوراند. باز هم بیهوش شدم. دیگر چیزی متوجه نشدم تا این که چند ساعت بعد متوجه شدم باز هم مورد آزار و اذیت قرار گرفته ام.

فکر می کردم تمام این ها فقط کابوس است اما همه چیز واقعیت داشت. وقتی در این باره از پسر جوان که اسمش «ب» بود سوال کردم او گفت اگر در این باره چیزی به کسی بگویی سرت را می برم. بعد از آن چند روز خودم را در خانه حبس کرده بودم اما بالاخره تصمیم گرفتم از این دو جوان شیطان صفت شکایت کنم. آن ها با آبرویم بازی کرده اند و باید مجازات شوند.

در پی اظهارات دختر جوان رئیس دادگاه دستورات لازم را صادر کرد و قرار است به زودی به اتهام دو جوان متجاوز رسیدگی شود.