دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶

» ۶ مرد به دختر ۱۵ ساله تجاوز کردند!!

شش مرد که متهم هستند بعد از ربودن دختری۱۵ساله بارها به وی تعرض کرده و او را مورد شکنجه قرار داده اند، دردادگاه کیفری استان تهران محاکمه می شوند.

روز ۲۰ دی امسال مردی میانسال بعد ازاینکه از مدیر مدرسه دخترش شنید فرزندش به مدرسه نرفته است نگران شد و جستوجوهایی را برای یافتن «م» آغاز کرد اما وقتی راه به جایی نبرد، نزدماموران نیروی انتظامی رفت و طی شکایتی مفقود شدن دخترش را گزارش داد. اوگفت: «م در دبیرستان درس می خواند، او صبح امروز مثل همیشه به قصد رفتن بهمدرسه خانه را ترک کرد اما ساعت یک بعد ازظهر مدیر مدرسه با من تماس گرفتو گفت م امروز مدرسه نرفته است.»

کارآگاهان بعد از دریافت این شکایت تجسسهای خود را برای یافتن دختر نوجوان آغاز کردند و این در حالی بود که پدردختر تماسی مشکوک از مردی ناشناس دریافت کرد. این مرد ناشناس به مردمیانسال گفت دخترش را ربوده است و برای آزادی او پول می خواهد. مامورانبعد از اطلاع از این ماجرا دامنه تحقیقات شان را گسترش دادند اما ردی ازآدم ربایان به دست نیاوردند تا اینکه م روز ۱۹ بهمن در حالی که توانستهبود از چنگ آدم ربایان فرار کند به خانه بازگشت و از ماجرای هولناکی کهبرایش رخ داده بود، پرده برداشت.

دختر ۱۵ساله سپس همراه پدرش به پلیسآگاهی رفت و واقعه را برای ماموران بازگو کرد، او گفت: «صبح روز ۲۰ دی درراه رفتن به مدرسه بودم که یک خودرو نزدیکم توقف کرد و زنی سرش را از شیشهماشین بیرون آورد و آدرسی را پرسید. برای راهنمایی کردن آن زن جلو رفتم کهناگهان مردی که سوار همان خودرو بود به طرفم حمله و با تهدید چاقو وادارمکرد سوار خودرو شوم.»

این دختر ادامه داد: «دو مرد و یک زن کهمرا ربوده بودند به باغی رفتند و من را داخل یک اتاق کوچک حبس کردند وشماره پدرم را گرفتند تا از آنها باج بگیرند. در چند روزی که در آن اتاقزندانی بودم دو مرد چند بار به من تعرض کردند، در حالی که امیدی به آزادینداشتم یک روز فرصت مناسبی به دست آوردم و توانستم از آن باغ فرار کنم. مننمی دانستم کجا هستم و چطور می توانم خودم را به خانه مان برسانم. برایهمین از سه مرد که در آن اطراف بودم کمک خواستم. یکی از آنها وقتی حرفهایم را شنید، تصور کرد من دختر فراری هستم برای همین پیشنهاد رابطه دادولی به او توضیح دادم درباره من اشتباه فکر می کند او هم به ظاهر قانع شدو من همراه سه مرد سوار خودرو شدم تا مرا به ایستگاه پلیس برسانند وبتوانم از ماموران کمک بگیرم اما در میان راه آنها مرا به ساختمانی نیمهکاره بردند و در آنجا همراه مردی دیگر که نگهبان ساختمان بود به من تعرضکردند.

م در ادامه اظهاراتش گفت: «من یک شب درآن ساختمان نیمه کاره زندانی بودم تا اینکه نگهبان ساختمان صبح روز بعدمرا در خیابان رها کرد و به سختی توانستم خودم را به خانه برسانم و ماجرارا برای خانواده ام تعریف کنم.»

ماموران بعد از شنیدن اظهارات این دختربا توجه به نشانی هایی که او از آدم ربایان ارایه داد، وارد عمل شدند وتوانستند بعد از چند روز تحقیق هر شش مرد را که در دو مرحله این دختر راربوده بودند، دستگیر کنند. پس از آن چون موضوع اتهام این افراد تجاوز بهعنف بود، پرونده در اختیار قضات شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان تهران قرارگرفت. این متهمان به زودی محاکمه می شوند و از خود در برابر اتهام آدمربایی و تعرض دفاع خواهند کرد.

» گوگل کاربران اپل را کنترل می‌کند

روزنامه وال استریت ژورنال پرونده ای رامنتشر کرده است که نشان می دهد شرکت گوگل از طریق مرورگر سافاری، کاربراناپل را کنترل می کند.

به گزارش مهر، سافاری عنوان برنامه وب مرورگر اپل است و بنابراین روی تمام دستگاههای مک، آی فن و آی پد نصب شده است.

اکنون روزنامه وال استریت ژورنال فاشکرده است که شرکت مانتین ویوو از طریق یک کد ویژه تنظمیات حریم خصوصی اینمرورگر، رفتار آنلاین کاربران اپل را از طریق کوکی ها ردیابی و ذخیره میکند. کوکی ها فایلهای کوچک متنی محتوی اطلاعات مربوط به مرورهای در وبهستند.

در بخش تنظیمات حریم شخصی مرورگر سافاریکد ویژه ای وجود دارد که به صورت از پیش انتخاب شده از نصب کوکی هاجلوگیری می کند و گوگل توانسته است با استفاده از این کد رفتار کاربرانسافاری را رصد کند.

درحقیقت، اطلاعات مربوط به رفتار جستجویکاربران در وب برای مدل تبلیغاتی که توسط گوگل ارائه شده اساسی است و بهمانتین ویوو کمک می کند که براساس سلایق و علایق کاربران برای آنها آگهیهای شخصی شده ارسال کند.

وال استریت ژورنال نوشته است: هرچند کوکیهایی که توسط گوگل ردیابی شده اند ظرف مدت ۱۲ تا ۲۴ ساعت منقضی می شوندباوجود این می توانند رفتار وبگردی کاربران سافاری را به مانتین ویوو نشاندهند.

گوگل در واکنش به این گزارش وال استریتژورنال نوشت: ژورنال از آنچه که رخ می دهد و اینکه چرا رخ می دهد برداشتبد داشته است. ما به صورت کاربردی از مرورگر سافاری برای ارائه برخی مشخصهها به کاربران گوگل استفاده می کنیم. اما تاکید بر این نکته ضروری است کهاین کوکی های تبلیغاتی اطلاعات شخصی را جمع آوری نمی کنند.

این درحالی است که وال استریت ژورنالعلاوه بر گوگل نام سه شرکت دیگر فعال در عرصه تبلیغات را ذکر کرده است کهاز این روش برای ارائه آگهی های شخصی شده استفاده می کنند.

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

 

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

ست لباس بهاری گوچی ۹۲

ست لباس بهاری گوچی 92 - www.campfa.ir

قیمت این لباس زنانه ۵۵ میلیارد تومان است + عکس

دبی وینگهام طراح انگلیسی لباس زنانه ای را به ارزش ۱۱٫۷ میلیون پوند (۵۵ میلیارد تومان با پوند ۴۷۰۰ تومانی) را ساخته کهگرانترین لباس جهان شناخته شده، اما آیا کسی این لباس را می خرد؟

این لباس معروف به آبایا، به زودی در دوبی به معرض نمایش در می آید که در ساخت آن ۲۰۰۰ قطعه سنگ قیمتی بکار رفته است.

قیمت این لباس زنانه ۵۵ میلیارد تومان است + عکس www.campfa.ir

 

دبی طراح لباس پیش از این لباس دیگری از ۵۰ الماس دو قیراطی ساخته و به قیمت ۳٫۵ میلیون پوند سال گذشته برای فروش گذاشته بود.

قیمت این لباس زنانه ۵۵ میلیارد تومان است + عکس www.campfa.ir

این لباس که ۵۰ الماس دو قیراطی سیاه و ۵۰ الماس دو قیراطی سفید دارد، از طراحی اسلامی بهره برده ، اما آنچه آنرا خیلی گران کرده، وجود نادرترین الماسهای سرخ رنگ جهان در آن است.

قیمت این لباس زنانه ۵۵ میلیارد تومان است + عکس www.campfa.ir

۲۰ مارس یعنی دو روز دیگر در هتل رافائل دوبی نمایش داده خواهد شد. گفته می شود در هر میلیون الماس کشف شده در جهان تنها یکی به رنگ سرخ در می آید. آبایا ۲۰۰ هزار سوزن به خود دیده است و ۱۴ قیراط طلای سفید نیز در خود جای داده است.

منبع : خبرآنلاین

حمله به یک بازیگر سینما در اکباتان (+عکس)

علی‌رام نورایی بازیگر سینما در شهرک اکباتان مورد سوء قصد قرار گرفت.

حمله به یک بازیگر سینما در اکباتان (+عکس) www.campfa.ir

 

 به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، علی‌رام نورایی بازیگر سینما عصر روز دوشنبه ۲۸/۱۲/۹۱ ساعت ۱۵٫۱۵ اطراف منزلش در شهرک اکباتان مورد سوء قصد قرار گرفت.
طی پیگیری خبرنگار سینمای فارس، علی‌رام نورایی با تایید این خبر به فارس گفت: روز دوشنبه ۲۸/۱۲/۹۱ ساعت ۱۵:۱۵ اطراف منزلم در شهرک اکباتان مورد سوء قصد توسط یک خودروی لندکروز مدل وی‌ایکس قرار گرفتم.
نورایی از انگیزه این حادثه ابراز بی اطلاعی کرد و گفت: من این ماجرا را از طریق مراجع قضایی پیگیری می‌کنم.
وی در ادامه از وضعیت جسمی‌اش خبر داد و افزود: به لطف خدا در این حادثه شکستگی نداشتم فقط کمی دچار کوفتگی شده‌ام.
این بازیگر سینما تصریح کرد: وقتی با مسئولین پزشکی قانونی صحبت می‌کردم می‌گفتند که این قضیه خیلی باب شده است و وقتی فردی تصادف می‌کند می‌گوید که دیه پرداخت می‌کنم و به راحتی از کنار این موضوع می‌گذرد.
علی‌رام نورایی با اشاره به فیلم ضبط شده از لحظه رخ دادن این حادثه بیان کرد: از لحظه رخ دادن این حادثه فیلمبرداری شده و فیلم آن موجود است که به امید خدا، بعد از طی شدن مراحل قضایی آن را در اختیار خواهم گذاشت.
وی افزود: چون در حال حاضر پیگیر موارد قضایی این ماجرا هستم نمی‌توانم به این موضوع اشاره کنم، ولی کلیت ماجرا این بود که یک خودرویی به سمت من که در حال پیاده روی بودم حمله کرد و با شدت به من برخورد کرد.

ده سوتی بزرگ فتوشاپی سال !

 

۱- طراح این تبلیغ دوچرخه قصد داشته با استفاده از یک پس زمینه زیبا، یک تبلیغ چشم نواز و هنرمندانه بسازد؛ غافل از اینکه یک دست را روی چرخ جلوی دوچرخه جا گذاشته است!

 

سوتی ها فوتوشاپی

ده سوتی بـزرگ فتـوشاپی سال ! + تصاویر

 

 

۲- این تبلیغ ماشین فراری در نشریه ای به چاپ رسیده است. در نگاه اول، ظاهر خودرو جلب توجه می کند و پس زمینه زیبای آن. اما نگاه کنید به تصویر سگی که کنار ماشین است. باید پشت سگ روی بدنه ماشین دیده شود نه صورتش!

 

سوتی

 

۳- این تبلیغ مثلا قرار است کیفیت بالای نمایشگر لپ تاپ را به بیننده نشان دهد اما کاملا مشخص است که این صفحه وبی که در لپ تاپ باز شده، روی تصویر مونتاژ شده است. احتمالا اول عکس را گرفته اند و بعد با فتوشاپ آن تصویر صفحه وب را روی نمایشگر لپ تاپ گذاشته اند.

 

سوتی

 

۴- بیچاره سگی که یک پایش گم شده و معلوم نیست طراح محترم چرا آن را فراموش کرده است!

 

سووتی

 

۵- خانم ورزشکار دارد از بطری آب می نوشد و آن را کج کرده ولی معلوم نیست چرا آب درون بطری کج نشده است؟!

 

سوتی

 

پایان قسمت اول

منبع روزانه انلاین

چند داستان کوتاه جالب و خواندنی !

عامل زیر و رو شدن زندگی!

فردی خواست خانه ای بسازد. نجاری آورد و گفت: چوب های کف را در سقف بگذار و چوب های سقف را در کف اتاق.

نجار سبب را پرسید، گفت: می گویند آدم وقتی ازدواج می کند زندگی اش زیر و رو می شود، من می خواهم چوب های خانه ام را همین حالا زیر و رو کنم تا هنگامی که ازدواج کردم همه چیز به حالت اول برگردد.

 


چرا وقتی عصبانی هستیم داد می زنیم؟

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را ازدست می‌دهیم.

استاد پرسید: اینکه آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟

چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام استاد چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.

هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها بایدصدای شان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است .

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟

آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.

امیدوارم روزی رسد که تمامی انسان ها قلب هایشان به یکدیگر نزدیک شود


 

علت خلقت مگس؟!

غلامی کنار پادشاهی نشسته بود. پادشاه خوابش می آمد، اما هر گاه چشمان خود را می بست تا بخوابد، مگسی بر گونه او می نشست و پادشاه محکم به صورت خود می زد تا مگس را دور کند.

مدتی گذشت، پادشاه از غلامش پرسید:«اگر گفتی چرا خداوند مگس را آفریده است؟» غلام گفت: «مگس را آفریده تا قدرتمندان بدانند بعضی وقت ها زورشان حتی به یک مگس هم نمی رسد.»


 

سوالی سخت در مصاحبۀ استخدام!

مردی به نام استیو، برای انجام مصاحبه حضوری شغلی که صدها متقاضی داشت به شرکتی رفت. مدیر شرکت، به جاى آن که سین جیم کند، یک ورقه کاغذ گذاشت جلوی استیو و از او خواست برای استخدام، تنها به یک سوال پاسخ بدهد.

سوال این بود: شما در یک شب بسیار سرد و توفانى، در جاده اى خلوت رانندگى می کنید، ناگهان متوجه می شوید که سه نفر در ایستگاه اتوبوس، به انتظار رسیدن اتوبوس، این پا و آن پا می کنند و در آن باد، باران و توفان چشم به راه کمک هستند.

یکى از آن ها پیر زن بیمارى است که اگر هر چه زودتر کمکى به او نشود ممکن است همان جا در ایستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند.

دومین نفر، صمیمى ترین و قدیمى ترین دوست شماست که حتى یک بار شما را از مرگ نجات داده است و نفر سوم، همسر آینده شماست که حالا با او در دوران نامزدی به سر می برید؛ اما خودروی شما فقط یک جاى خالى دارد، شما از میان این ۳ نفر کدام یک را سوار مى کنید؟ پیرزن بیمار؟ دوست قدیمى؟ یا نامزدتان را؟

جوابى که استیو نوشت باعث شد از میان صدها متقاضى، به استخدام شرکت در آید. پاسخ این بود: من سوئیچ ماشینم را می دهم به آن دوست قدیمى ام تا پیر زن بیمار را به بیمارستان برساند، و با نامزدم در ایستگاه اتوبوس می مانم تا شاید اتوبوس از راه برسد.


خدا مواظب سیب‌هاست!

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته بود: فقط یکى بردارید. خدا ناظر شماست. در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود.

یکى از بچه‌ها رویش نوشت: هر چند تا مى‌خواهید بردارید! خدا مواظب سیب‌هاست!


ما مامور به تکلیف هستیم نه مامور به نتیجه

اولین تانک دشمن را که زد بقیه تانک ها دور زدند. صدای ا…اکبر بچه ها بلند شد، او اما خیلی آرام بود.

گفتم: گلوله ات به هدف خورد، خوشحال نیستی؟!!

گفت: ما مامور به تکلیف هستیم نه مامور به نتیجه. تکلیف من هدف گرفتن و شلیک کردن بود. حالا به هدف بخورد یا نه، کار اونه.


یک مشت شکلات

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.

بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.

ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشه گفت: “دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار”

دخترک پاسخ داد: “عمو! نمی‌خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟ “

بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می‌کنه؟

و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!


ضرب المثل بوقش را زدند

مراد از عبارت بالا که غالباً از باب طنز و تعریض و کنایه گفته می شود این است که فلانی روی در نقاب کشید و از دار دنیا رفت .

آورده اند که …

در قروت و اعصار گذشته که وسایل و امکانات عصر حاضر فراهم نبود بوق در غالب امور و شئون اجتماعی مورد کمال ضرورت و احتیاج بوده از آن تقریباً در همه جا استفاده می کرده اند . فی المثل وسیله ارتباطی و مراصلاتی بوده ، یعنی در شاهراههای ایران ، هر چند کیلومتر به چند کیلومتر بوق زنها و شیپورچی ها ، اخبار و اطلاعات مهم و فوری را به صورت رمز به طرف مقابل اطلاع می دادند و آن هم به دیگری می گفت تا در ظرف چند ساعت آن خبر به مقصد می رسید .

در جمع آوری سپاهیان و تشویق و تحریض آنان به حمله و تعرض به کار می رفت تا خوف و هراس در قلوب آنان راه نیابد و شجاعانه بر دشمن بتازند .

در جشنها و عروسیها به همراه ساز و دهل و کرنا به صدا می آمد و بر رونق و نشاط جشن می افزود .

آسیابانها به وسیله بوق و آهنگ مخصوصی آمادگی آسیا را به روستائیان و کشاورزان اعلام می داشتند تا گندمهای خودشان را به سر آسیا ببرند و آرد کنند.

بالاخره بوق درباره مردگان و اموات نیز به کار می رفت.

توضیح آنکه اگر مرد یا زن بیماری به هنگام شب از دار دنیا می رفت، با آهنگ مخصوصی که می توان آن را به آهنگ عزا تعبیر کرد بوق می زدند تا سکنه آن آبادی آگاه شوند و صبحگاهان در تشییع جنازه متوفی شرکت کنند ، دیر زمانی پس از انجام این مراسم اگر احیاناً افراد بی خبر از جریان مرگ آن شخص می پرسیدند مخاطب از باب طنز یا کنایه جواب می داد ، بوقش را زدند ، یعنی از این دنیا رفت و روی در نقاب خاک کشید.

این عبارت رفته رفته بصورت ضرب المثل درآمد و اکنون نه تنها در مورد اموات و مردگان به کار می رود ، بلکه درباره افرادی که از مشاغل حساس برکنار شده باشند نیز ، مورد استشهاد و تمثیل قرار می گیرد . فی المثل می گویند فلانی بوقش را زدند یعنی دیگر کاره ای نیست و از گردونه خارج شده است.

اس ام اس های عاشقانه فروردین ۹۲

اس ام اس دوستت دارم جدید بهمن 91 | www.campfa.ir

این روزها شبیه شیشه ی ماشین شده ام!
 خرد و تکه تکه شده ام…
 اما از هم نمی پاشــــــــم
 ولی شکسته ام
 باور کن

ایستاده
 در حباب مه آلود تنهایی خویش
 در جستجوی سایه
 و اما
 تاریکی…

www.campfa.ir

************
مثل اسمان می مانی
 دوستت دارم ولی نمی توانم داشته باشمت

************
میری تو از همه روزهای من
 من و تنها میزاری تو دنیا
 میگی دوست نداری حسِ منو
 میری

از آخرین باری که گفتی و رفتی و تورا ندیدم
 روزها آمد و سالها گذشت و دقیقه ها رفت
 من هیچ وقت نفهمیم که چرا تورا دیدم؟
 وقتی قرار نبود همیشگی باشی
 و چرا رفتی؟
 وقتی که می شد نیامده باشی
 …تو
 نبودی … آمدی … رفتی
 اما در خاطرمن ماندی

 و من هر صبح به یاد می آورم که تورا باید فراموش کنم.

یادهایی مانده اما لابلای ذهن درمانده ی من. . .
 که به صد روز وهزار ثانیه ی دور و دراز می برَدَم.
 به خیالم که هنوز هم هستی
 . . .
 خاطراتم با تو آنقدر که مرور شد تکراری شد
 کاش هنوزهم بودی.

بیا باورکنیم دنیا، هنوز هم مثل شب زیباست
 زمینش هست
 هوایش هم
 خدایش مهربان با ما
 چقدر از غم سرودیم و چقدر با غصه سر کردیم
 رهایش کن
 کمی بگذر. . .
 بیا باور کنیم دنیا، برای زندگی زیباست.

www.campfa.ir

لبهایم را پر از واژه های حضور میکنم
 قلبم را لبریز دوست داشتن
 کنار دلتنگی پهلو میگیرم
 گویی برای شکستن آماده ام. . .
 من واژگان را جز برای دوست داشتن صدا نمیزنم
 و سکوت را در پی فریاد دقیقه ها میرقصانم
 شاید باز رهگذر روزهای خالی از دلهره باشم

درد ما بی خبریست
 درد ما تنهاییست
 درد ما روز وشبهای همه تکراریست . . .
 درد ما آسمانیست که هوایش سرب ست
 و زمینش زندان. . .
 مردمانش پی نان

نگاهم،
 در هماغوشی با نگاهش
 آبستن حادثه ایست
 به وسعت تاریکی شب
 و من
 بسی گاه است و دیر زمانی است
 که از تاریکی شب
 همی روی گردانم!

www.campfa.ir

تو در یاد منی اما یادت بی من است
 دست من در دست توست اما فکرت جای دیگریست
 در پی عشقی شیرین بودم ناگاه عقلم یخ زد
 آتشی که در دلم به پا کردی مستم کرد

چه بی هوا مرا در آغوشت میکشی
 آنجا که آخر دنیاست! زیبایی ها به بک چیز ختم
 و مهربانی ها در آغوش تو خلاصه می شود،
 نیستی به جایم، نیستی تا بدانی دنیا به آخر رسیده
 و من در بهشت خود
 عریان از هر اندیشه ای غوطه ورم

گاه حجم نگاهت در نبودت هزار بار در من تکرار می شود،
 در من گمشده ای!!!
 و به دنبال هجـای رفتن می گردی، بی فانوس، بی چراغ …
 شعله ای فروزان به نام عشق،
 به نام عشق،
 به نام عشق روشن خواهم کرد و به دستت خواهم داد
 روزی خواهی رفت می دانم،
 این را شعله فروزان عشق در من سرداد،
 که روشنایی من بیش از فانوس و چراغ است،
 شعله ام تورا خواهد سوزاند و او را بی تاب رفتن خواهد کرد، خاکسترت را باد به منزل گه یار به ویرانی خواهد برد.
 کاش در رابطه ها فانوسی به روشنایی بس بود
 کاش کاشف دیوانه شعله عشق فقط یک شب مست بود

گرمای دستانت را
 چون پیام آوری
 در قبیله ی دستانم
 برانگیز
 پیش از آن که
 این همه احساس
 این همه دیوانگی
 این همه شیطنت های از سر دیوانگی
 در سرمای دستانم جان سپارند
 جوانمرگی شگون ندارد

جزئیات چشمهایت …
 کُلیات زندگی من است!!

www.campfa.ir

چـقـد دلـم تـنـگ شـده واسـه زمـانـهـایـی کـه..
 خـوابـش نـمـیـبـُرد.. بـا بـوسـه از خـواب بـیـدارم مـی کـرد..
 هـرچـقـدم الـتـمـاسـِش مـیـکـردم بـذار بـخـوابـم، خـسـتـه م، تــوجــه نـمـی کـرد..
 بـازم بـوسـم مـی کـرد.. وقـتـی خـیـالـش راحـت شـد کـه بـیـدارم..
 سَـرِشـو مـی ذاشـت رو قـلـبـم.. احـسـاسِ امـنـیـت مـی کـرد کِـنـارم..
 و زودی خــوابــِش مــی بــُرد….
 هـــیــــس..! آرامـتـر بــاشــید .. عـشـقِ مـن در آغـوشِ دیـگـری خـوابـیـده…

اگر عاشقم نیستی پس چرا عشق منی؟

چِقَـد خـوبــہ کــہ تــو هَـسـتے
 چِقَـد خـوبــہ تـورو دآرم
 چِقَـد خـوبــہ کـہ تـو دِلـتنگــیم
 سـر بــہ شـونـہ هاے تـو میـزارم
 چِقَـد خـوبــہ پَـناه اَمن مـن هَـسـتے
 حـریمُ هُرمِ نفـس هاے مـن هستے

می توانستم بهترین رنگ ها را برایت نقاشی کنم اما تو تنها دستان سیاهم را دیدی . . .

میترسم از روزی که دور از هم در آغوش دو غریبه بی قرار هم باشیم….

عاشقانه های که برایت مینویسم مثل آن چای هایی هستندکه خورده نمی شوند!
 یخ میکنند وباید دور ریخت!
 فنجانت را بده دوباره پر کنم…

شاید چیزی که میخوام براتون بگم رو تو فیلم ها دیده باشید اما برای من واقعا اتفاق افتاد…
 سال گذشته من نامزد کردم اما به دلایل خیلی مسخره ای بهم خورد. امسال ولنتاین گفتم بزار به یاد سال پیش برم همون رستورانی که رفتیم با نامزدم و کلی بهمون خوش گذشت.
 خیلی دلم گرفته بود . رفتم تو رستوران اما کاش نمی رفتم….
 همون نامزدم رو دیدم با یه پسره و یه هدیه رو میزشون …..
 داشت میخندید و خیلی خوشحال بود ….
 خیلی دلم شکست ….
 اما خدا رو شکر که خوشجاله … همین برای من بسه…

ارزش دوست یه دنیاست
 گرچه آخرش ناپیداست و به آخرش نمی اندیشم چون همین دوست داشتن زیباست

گفتم بخ گل زرد چرا رنگ منی
 افسرده و دلتنگ چرا مثل منی
 من عاشق اویم که رنگم شده زرد
 تو عاشق کیستی که همرنگ منی

بدترین وبزرگترین شکسته عشقی رو کسی میخوره که
 پدر مادرش ولش کنه
 درکش میکنی؟

ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺧﺖ ﺩﺍﺭﺩ!!!
 ﯾﺎﺩﺵ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﮑﺮﺩﻡ؛ ﻣﻦ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ
 ﮐﺮﺩﻡ …

www.campfa.ir

در این حوالی کسانی هستند که تا ذیروز میگفتند بدون تو حتی نفس کشیدن برایم سخت است اما حالا در اغوش دیگری نفس نفس میزنند………………..

کاش تو جای گوشیم بودی
 نه اینکه بخوام کوچیکت کنم،یابذارمت جای اشیاء
 فقط چون،هرلحظه در جهات مختلف لمست میکردم

خیلی دوست داشتم که کوچیکترین آرزوی کسی باشم که بزرگترین آرزوم بود.

تـــو را دوست میدارم . . .
 چه فـرق مى کند که چـــــــــــــــرا!؟
 یــــــــــــا از چــــــــــــه وقـت!
 یـا چطـور شـد که . . .!
 چه فـــــــــــــــرق میکـند؟!
 وقتى تــو بـایـد بــــــــــــــاور کنـى . . . که نمـى کـــــــــنى (! )
 و من بــایـد فـرامـــــــــوش کــنم . . . کـه نمـــــى کـــــنم (! )

ســــلام نــــفـــســـم….
 خـــوبـــی؟ مـــوهــات چـــرا ســفـــــیـــد شـــده ( بــا اشـــک )؟
 اشـــکــال نــداره بـــیـــا … بــیـــا …..هــرچـــی بـــود گــذشـــت ….
 مـــن بــخــــشـــیــدمـــت……
 هـــنـــوزم دوســتــت دارم…..
 [[ دیـــالــوگ مــنــو عــشــق از دســـت رفــتــم تــو خــوابـــم … ]]

گفته بودن شکستن دل شده رسم آدما
 اما تویه فرشته ای فرق میکنه رسم شما
 فکر نمیکردم که تو ام بشی یه یار بی وفا
 فرشته ها خوب میدونن چه جوریه رسم وفا

سعی نکن متفاوت باشی!
 فقط “خوب باش” …
 خوب بودن به اندازه ی کافی متفاوت است …!

وابسته که بشوی
 پا بسته میشوی
 بند بند دلت
 بند میشود به پا …

چه معادله ی نابرابری وقتی که من برای دیدنت چشمهایم را می بندم و تو برای ندیدنم …

www.campfa.ir

ببین
 همه چیز را پای چشمانت می نویسم؛
 مهربانی
 مهربانی
 مهربانی
 عادت کرده ام
 این جناس های تام را قافیه ی عزل چشمانت کنم
 اما نگاهت بلند است
 باید فکر کثنوی چشمانت باشم…”

کاری کرده ای که تمام شعرم را
 به غزل نگاهت
 به بی وزنی نشسته ام….

مهــــــــــــرت،
 با احترام به قانون جاذبه
 از چشمم
 .
 .
 .
 .
 .
 “به دلم افتاد”

وقتی نیستی؛
 دهانم را روی حالت سکوت می گذارم
 قلبم؛
 .
 .
 .

“زنگ می زند”

خنـــجر را بـــــردار!
 تـــا تــــوان هـــســت بـــزن
 عـــادت کـــرده ام بــــه ایــــن زخـــم ها
 امـــا تحـــمل خنــــجرهای تـــو آسان ترست!!!
 آخر بــــوی دوســــت داشــــتن مـــی دهد…
 حواست کجاست حـــــوّای مــــن بــعدی را بـــزن…!!!

خـاطـرات خـیـلـی عـجـیـبـنـد
 گـاهـی اوقـات مـی خـنـدیـمـ بـه روزهـایـی کـه گـریـه مـی کـردیـمـ؛
 گـاهـی گـریـه مـی کـنـیـمـ بـه یـاد روزهـایـی کـه مـی خـنـدیـدیـمـ . . .!

اَبروهایــــِ مـَردانهــــ اَتـــــ را دوستــــ دارَمــــ وَقتیـــــ بهـــــ اِسمــــِ غـِیرَتــــ دَر هـَمــــ تــَنیدهــــ میشــَود..

www.campfa.ir

آرامتر از این نمی شود
 دوستت داشت
 وقتی چشمانت
 تا دندان مسلح است
 برای گرفتن لحظه هایم .

کرم زشت و تنها بود، پیله بست، پروانه شد!
 زیبا شد و رفت!
 آری حکایت توست با من اوج گرفتی، شدی مال دیگری

من یکیم که چشاش خواب نداشت
 کسی که راحت غرور و زیره پاش گذاست
 مثل انا نیستم که رو پول میخوابن
 همونه که از امصال تو پول میقاپن
 من تو زندگی به هیچ کس تکیه ندادم
 مردمم بهم محبتو بهم هدیه ندادن
 یادته بهم گفتی مگه قلبت سنگه اقا
 گفتی غروب جمعه است دلم تنگه اقا
 گفتم عزیز دلم من برات چی بکنم؟
 برم جلو بابات قمه کشی بکنم؟
 دوست داری جای اینکه وست پارک ترکت کنم
 کتمو بکنم بهت بدم گرمت کنم
 ولی نمیزارم این جدایی سخت تر بشه
 تا ببینم گونه هات ان وقت تر بشه
 پس با دست کشیدن رو گونت خوشگلت میکنمو
 با ۱ بوسه وست پارک ولت می کنم
 ولی دلم واسه نگات تنگ میشه
 اخرین لحظه ها یادم نمیره حتی باورش سخته
 ببینم یکی دیگه دستاتو بگیره

منکه تورو خواستم بابام سرمایه دار نبود
 خونمون گرم ترین تو گرمای سال نبود
 هرکی تورو می خواد باید باباش پول دار باشه
 امیدوارم بالاخوای تو یه پول دار باشه
 مثل من عاشق دیونت خوبه باشه
 اگه بنز نداره زیره پاش کوپه باشه
 امیدوارم تورو جاهای خاص ببره
 کادو واست انگشتره الماس بخره
 ارزوی من باتو یه جای باکلاسه
 که واست بخرم یه فنجون کافه گلاسه
 متاسف ام که کاری از دستم بر نیومد
 جیب من خوش بود برگ سبزام تر نیومد
 خودت بخوای بابات نمیزاره بامن باشی
 که تو سختی ها رفیق فابم باشی
 حتی خدا هم میگه عشقتو بده بره
 شعر من دیس ماو نیست همه اش دردودله

www.campfa.ir

اس ام اس تنهایی فروردین ۹۲


اس ام اس تنهایی 92 www.campfa.ir

یک لبخندم را بسته بندی کرده ام برای روزی که اتفاقی تو را می بینم …
 آنقدر تمیز میخندم که به خوشبختی ام حسادت کنی و من در جیب هایم دست های خالی ام را فریب دهم که امن ترین جای دنیا را انتخاب کرده اند …

اونکه میخواست منو بفهمه نتونست !
 اونکه میتونست بفهمه نخواست !
 این شد که “تنهایی” تمام قد منو بلعید !!!

*********
قشنگترین اتفاق ذهنم حادثه ی شنیدن صدای تو بود …
 چقدر تنهایم وقتی گاهی کم می شوی …

www.campfa.ir

و تو هیچگاه نخواهی فهمید که من با یاد همان دقایقی که کنار هم بودیم ، سال هایی را که بی تو گذشت زنده مانده ام !

تنها تنهایی است که بی تو به من می آید

عادت این قبیله این است،

دور آتشی که میسوزی، می رقصند…

دستت را بده تا از آتش بگذریم

آنها که سوختند همه تنها بودند….!

بگذار مرز تنهایی را رد کنم …
 ببین ؛ گذرنامه ام فقط مهر لبهایت را کم دارد …

تنهایی یعنی نه خودش هست که از تنهایی درت بیاره نه فکرش اجازه میده تنهاییتو با کس دیگه ای پر کنی

آنقدر نوشته هایم غمگین که
 آنقدر من تنها که
 آنقدر تنهایی سخت که
 نمیدانی …

میبخشم کسانی را که هرچه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند و مرا در دوردست های خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم …

وقتی محبت کردم و تنها شدم ، وقتی دوست داشتم و تنها ماندم دانستم باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید !

www.campfa.ir

میبخشم کسانی را که هرچه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند و مرا در دوردست های خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم …

وقتی که تنهام ، بالاتر و بهتر میتونم پرواز کنم چون نه نگران جا موندنم و نه نگران جا گذاشتن …

می شود تنهایی بچگی کرد
 تنهایی بزرگ شد
 تنهایی زندگی کرد
 تنهایی مُرد
 ولی قهوه ی غروب های دلگیر جمعه را نمی شود تنهایی خورد …

 حق من از تو رهایی و تنهایی بود ، خدا داند حق دیگری را چه خواهی داد …

 و تنها تنهایی ، دیگر حرف تازه ای نیست …

تنهایی چیزهای زیادی به انسان می آموزد ، اما تو نرو ؛ بگذار من نادان بمانم …

 دنیا تنهایی های زیادی داره اما تنهایی من دنیایی داره

 تنهایی که طولانی میشه معیار دوست داشتن آدمها هم عوض میشه ؛ یهو میبینی اون آدم ، گلدون شمعدونی گوشه اتاقشو با کل دنیا هم عوض نمی کنه …

www.campfa.ir

 از تنهایی خود لذت ببر تا دیگران نتوانند از بازی دادن تو لذت ببرند …

 زندگی پر است از گره هایی که تو آن را نبسته ای اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی ، تنهای تنها …

 تنهایی یعنی همیشه سر به سر شیشه میگذارم و اشکهایم جاری میشوند بر سینه ی پنجره …

“من” یک نقطه دارد ؛ من تنها هستم !
 “تو” دو نقطه دارد پس تنها نیستی !!!

www.campfa.ir

 تنهایی قشنگتریـن و بی منت ترین حس دنیاست چون برای داشتنش نیاز به هیچکس نداری …

فلسفه ی تنهایی را هرچقدر هم خوب ببافند ، بی قواره بر تن آدم زار می زند …

 دهان تنهائیم آب می افتد برای یک قطره بودنت !

* * *