عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶

فرهنگ و هنر

اشتی سلنا گومز با جاستین بیبر

سلنا گومز و جاستین بیبر

شرط جالب سلنا گومز برای آشتی با جاستین بیبر

 

جاستین بیبر و سلنا گومز بیشتر امسال رو با هم نبودند اما این میتونه تغییر کنه! در صورتی که جاستین بیبر شرط هایی رو انجام بده. کلید بازگشت سلنا چیست؟ جاستین بیبر باید از رفتار کردن مانند یک احمق دست بکشد.

به گزارش TMZ با تکیه بر گفته ی یکی از نزدیکان ، سلنا گومز حاضر است به جاستین بیبر یک شانس بدهد وقتی که او از کارهای بد اخیر خود دست بکشد مثل اد*رار کردن در سطل رستوران ، رانندگی پر سرعت در محل زندگی اش ، اجرا و راه رفتن در مکان های مختلف بدون لباس و … ظاهرا جاستین در روز چهارم جولای به سلنا گومز وعده دست کشیدن از این کارهای خود را داده است.

در حال حاضر شواهد کمی از اینکه جاستین بیبر در حال عمل به وعده خود هست را مشاهده میکنیم. جاستین به یک کلاب در شیکاگو رفته بود و از آنجا خارج شد زیرا سنش زیر سن لازم برای خوردن نوع نوشیدنی آنجا بود.

آن دو هنوز بازگشتشون رو تایید نکردند اما مدتی قبل جاستین بیبر عکسی از آنها با هم رو به اینستاگرام فرستاد.

شرط کوچک سلنا گومز برای آشتی با جاستین بیبر

شرط کوچک سلنا گومز برای آشتی با جاستین بیبر

جاستین بیبر و سلنا گومز بیشتر امسال رو با هم نبودند اما این میتونه تغییر کنه! در صورتی که جاستین بیبر شرط هایی رو انجام بده. کلید بازگشت سلنا چیست؟ جاستین بیبر باید از رفتار کردن مانند یک احمق دست بکشد

.

ه گزارش TMZ با تکیه بر گفته ی یکی از نزدیکان ، سلنا گومز حاضر است به جاستین بیبر یک شانس بدهد وقتی که او از کارهای بد اخیر خود دست بکشد مثل اد*رار کردن در سطل رستوران ، رانندگی پر سرعت در محل زندگی اش ، اجرا و راه رفتن در مکان های مختلف بدون لباس و … ظاهرا جاستین در روز چهارم جولای به سلنا گومز وعده دست کشیدن از این کارهای خود را داده است.

در حال حاضر شواهد کمی از اینکه جاستین بیبر در حال عمل به وعده خود هست را مشاهده میکنیم. جاستین به یک کلاب در شیکاگو رفته بود و از آنجا خارج شد زیرا سنش زیر سن لازم برای خوردن نوع نوشیدنی آنجا بود.

آن دو هنوز بازگشتشون رو تایید نکردند اما مدتی قبل جاستین بیبر عکسی از آنها با هم رو به اینستاگرام فرستاد.

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی,سریال مادرانه

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی,سریال مادرانه

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی,سریال مادرانه

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی,سریال مادرانه

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی,سریال مادرانه

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی,سریال مادرانه

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی,سریال مادرانه

عکس های عباس غزالی + بیوگرافی عباس غزالی

عباس غزالی ، هنرمند ایرانی میباشد که در عرصه سینما،تئاتر،تلویزیون حضور خوب و خیره کننده ای داشته اند، وی متولد سال ۱۳۶۳ می باشد و دارای دیپلم ادبیات و علوم انسانی است، از بازیگران مورد علاقه ی او میتوان به حامد بهداد و پرویز پرستویی اشاره کرد.

تاریخ تولد: ۱۳۶۳تهران
تحصیلات: دیپلم ادبیات و علوم انسانی از دبیرستان پاسداران اسلام؛ ۱۳۷۹ – ۱۳۷۸ ، پیش دانشگاهی هنرستان مالک اشتر؛ ۱۳۸۰ – ۱۳۷۹

بازیگران مورد علاقه ایشان:
ایرانی:حامد بهداد, پرویز پرستویی, مهدی هاشمی , سعید پورصمیمی, عزت ا… انتظامی و …
خارجی:نیکلاس کیج,شان پن, داستین هافمن, رابرت دنیرو و آل پا چینو هستند.

موسیقی های مورد علاقه ایشان:
آهنگ هایی که عباس غزالی را بگیره گوش می ده و تعصب روی فرد خاصی نداره.
آهنگ های فرمان فتحعلیان را خیلی دوست داره.
عسگری و چاوشی هم ای, گوشکی می ده.
evanesens  یکی از خوانندگان موردعلاقه اوست.
selendion  هم یکی دیگر از خوانندگان مورد علاقه اوست که اعتقاد دارد او آدم را به پرواز در می آورد .اما
آهنگ و خواننده خاصی را مدنظر ندارد.

تفریحات او:
دیدن فیلم.
خواندن نشریات سینمایی از جمله: نقش آفرینان, فیلم نگار,  سینما پویا , مجله فیلم و…….
بیلیارد باز قهاری هم هستند.

عاشق :
همه جا به خصوص جنوب و آدم هایش.

اگر بازیگر نمی شد:
اول فوتبالیست و بعد نقاش می شد.

رنگ زندگی از نگاه او:
زندگی از دید او باید سبز باشد, ولی ما آدما داریم اونو عوض می کنیم و از سبزی دورش می کنیم.

تصویری از شهاب حسینی و رضا صادقی در حال صرف افطاری

تصویری از شهاب حسینی و رضا صادقی در حال صرف افطاری

شهاب حسینی علاوه بر کار بازیگری یک کافه هم به نام کافه هنردارد.

 کافه هنر برای من به این خاطر به وجود آمد که محلی باشد برای گفت و گو. خیلی دوست دارم تا مخاطبانم را در اینجا ببینم و در مورد کارهایم با هم صحبت کنیم. البته این کار را به تنهایی انجام ندادم و برادر و همسرم در ایجاد این فضا خیلی به من کمک کردند. چون زندگی ام به دو بخش کار و زندگی خانوادگی تقسیم شده بود.

یک روز کسی به من گفت که تو یک مسئولیت اجتماعی هم داری و باید این مسئولیت را هم به خوبی انجام بدهی. من اینجا هستم تا جای خالی این قسمت را در زندگی ام پر کنم، در واقع کافه هنر محلی است برای گفت و گو و معاشرت و تلاش برای بهتر شدن در زمینه های مختلف.

تصویری از شهاب حسینی و رضا صادقی در حال صرف افطاری

کافه هنر را به کمک برادرم و همچنین همیاری همسرم اداره می کنم. معمولا زمان هایی که سر کار نیستم در کافه حضور دارم و چون منزلم هم نزدیک اینجاست سعی می کنم زمان بیشتری را در کافه بگذرانم. برای اسم کافه به این فکر کردیم که اسمی بگذاریم که دربرگیرنده همه وجوهات زندگی باشد و به «هنر» رسیدیم. هنر در معنای گسترده خودش؛ هنر زندگی، هنر ارتباط و هنر گفت و گو.
شهاب حسینی و رضا صادقی روابط خوبی با یکدیگر دارند به همین جهت شهاب حسینی از رضا صادقی دعوت کرد که یک افطار را نزد او در کافه هنر بگذراند

بازیگر زن مشهور هندی مسلمان شد + عکس

بازیگر زن مشهور هندی مسلمان شد + عکس

بازیگر زن مشهور هندی مسلمان شد + عکس

به گزارش شفقنا رسانه های هند گزارش دادند این هنرپیشه در پرفروش ترین فیلم های هند نقش هنرپیشه زن اول را بازی کرده است و همسرش نیز ویسکی گازوامی از گروندگان به اسلام هست.

ماماتا که قبلا در فیلمهای نامناسبی بازی می کرد و تصاویر نامناسبی از او منتشر شده بود تا جایی پیش رفته بود که بسیاری از گروه ها نگران از آسیب اقدامات او به فرهنگ هند بودند و هشدارهایی داده بودند.

همسر او نیز سابقه محکومیت قاچاق مواد مخدر در امارات متحده عربی داشت که به دلیل گرویدن به اسلام در نوامبر سال گذشته آزاد شد.

او درحالی با همسر ۵۲ ساله اش در زماین که زندان بود ازدواج کرد که از سالها پیشتر با هم آشنایی داشتند. ماماتا که ۱۱ سال پیش از بالیوود بازنشسته شده بود در مدت زندانی بودن هتل همسرش را اداره می کرد.

حالا خبر می رسد او نیز مسلمان شده است و هر دو در کنیا زندگی می کنند. خبر اسلام آوردن او نیز به یکی از خبرهای پر مباحثه تبدیل شده است.

گفتگو با فزاد حسنی: همیشه بیشتر از کوپنم حرف می زدم

برخلاف فرزادحسنی پرحرف در تلویزیون، رادیو، فرزاد حسنی در مواجهه با رسانه ها چندان پرحرف نیست.

 هرچند اگر هم پرحرف باشی، وقتی ازدواج میکنی و خبر دامادی ات سر زبانهاست، کمحرف میشوی. فرزاد تا حالا خیلی در مورد مسائل شخصیاش حرف نزده. اگر مصاحبهای بوده، بیشتر حرف کار بوده و اجرا و بازی. اما برای شاختن او شاید همین حرفهای محدود هم کافی باشد. فرزاد حسنی هیچوقت کیفیت را فدای کمیت نمیکند.

عشق دوران کودکی من

واقعا همین قدر مذهبی هستم که میبینید، تظاهری در کار من نیست. من بچه خانیآبادم و کوچه قندی. نزدیکی بستنی آقا رضا. از یک خانواده کاملا مذهبی. به خصوص مادرم که به شدت مذهبی بود. من در دل فرهنگ آن حوزه و آن دوران بزرگ شدم. به عنوان مثال بزرگترین عشق دوران کودکی من حضرتامام (ره) بود. من از همان بچگی عکسهای امام را جمع میکردم و موثرترین شیوه برای ساکت کردن من، اهدای عکس امام (ره) بود. الان هم آرشیو کامل عکسهای امام (ره) را دارم. وقتی در ۱۲-۱۱ سالگی شاگرد اول شدم، جایزهای که پدرم برایم خرید یک دوره کامل سیمای نور بود که به عکسهای امام اختصاص داشت. حتی یک بار یکی از اقوام، یک عبا برایم خرید تا من از کودکی بیشتر و بهتر بتوانم حرکات امام را انجام دهم. من با درسهای قرآن آقای قرائتی بزرگ شدم. مسئله من دعای کمیل آیت الله دستغیب بود. مسئله نوجوانی من، شهادت آیت الله قدوسی بود، من با این چیزها بزرگ شدم.

دوبرابر هیچ چی!

در بچگی بازیگوش نبودم، اما حاضر جواب بودم، دنبال سوژه میگشتم تا به نوعی آن را به طنز ارتباط دهم. وقتی که دیدم چنین استعدادی دارم، سعی کردم آن را پرورش دهم. سر کلاس خیلی حرفمیزدم، یکروز معلم به من گفت: «حسنی! خیلیبیشتر از کوپنت حرف میزنی« و من در جواب بلافاصله گفتم:« خب برای اینکه ما از بازار آزاد هم خرید میکنیم«، یا مثلا یک روز معلم ورزش برای ما گفت که قرار است امکانات مدرسه دو برابرشود، من گفتم: «دو برابر هیچی چقدر میشود؟» ازاین کارها زیاد میکردم. میرفتم پشتباممدرسه و روی بچهها آب میریختم. وقتی مرا میگرفتند میگفتم من که کاری نکردهام، آبروشنایی است. خلاصه اینکه خیلی حاضرجوابم. من وقتی کسی میخواهد چیزی بگوید اواسط حرف، جواب را روی پیشانیاش میخوانم.

به چه جرمی، چه گناهی؟!

در خانه ما موسیقی نبود، تا مدت ها. اولین کاست موسیقی که به خانه ما راه یافت، «نهانخانه دل» با صدای «بیژن بیژنی» بود و بعدش هم «شور عشق» افتخاری. اولین ترانهای که شنیدم در خانه داییام بود. از یک خواننده پاپ قدیمی. هنوز هم شعر وآهنگش را حفظ هستم: «به چه جرمی، چه گناهی، تو مرا سوزوندی…» حس موسیقیایی و میل به ترانه، نه با کاستهای موسیقی پاپ که با نوارهای قصه بارور شد که آن سالها بزرگترین تفریح کودکان بود. نوار قصههای شرکت ۴۸ داستان یا بیتا. تمام کودکی من با صدای این نوارها پر شده است. علیمردان خان، جن پینه دوز، گربههای اشرافی، سیندرلا، سندباد، پینوکیو. من به آوازهایشان گوش میدادم و با آنها بزرگ شدم البته آنها کارهای درخشانی بود. هنوز هم بسیاری از آوازها را حفظ هستم.

عشق من، زبان عربی

من یک روزنامه خوان حرفه ای بودم. تا پایان دبیرستان روزی ۴ تا ۵ ساعت روزنامه و مجله میخواندم. همه چیز از اطلاعات هفتگی و پاورقی هایش بگیر تا نشریات طنز هفتگی. فکاهیون، طنز و کاریکاتور، دورههای قدیمی مجله بهلول، من حتی مجله صف را هم میخریدم. (مجله ارگان ارتش!) در ضمن عاشق گل آقا بودم و از شماره یک آرشیوش را دارم. در تابستانها وقتی هم سن و سالهای من کلاس انگلیسی میرفتند، من کلاس عربی میرفتم. جامع المقدمات را هم کامل خوانده ام. همین طور کتابی به نام زبان قرآن که مرجع تدریس قرآن در دانشگاه هاست. به عربی همیشه عشق ورزیده ام. زبان عجیبی است و به غایت حساس. یک فتحه و ضمه اشتباه، یک عدم رعایت حروف قمری و شمسی، کل جمله را عوض میکند. من ارتباط حسی بسیار خوبی با عربی دارم و واقعا معتقدم اگر این ارتباط حسی را بااین زبان برقرار کنی، احتمال اشتباهت در تلفظ به صفر میرسد.

همساده با طیاره پرید!

من دلبستگی عمیق به ادبیات محاورهای قدیمی تهران دارم. پدر، مادر، پدربزرگ و مادربزرگ من، تهرانیهای اصیل بودند. خانهای که در خانی آباد داشتیم، از آن مدل خانههای قدیمی و تیپیک تهران بود. با حوضی در وسط و راه پلههای دور حیاط و دالان و زیرپله و … . یکی از همسادههای ما (فرزاد تاکید دارد بگوید همساده!) پیرزنی بود به نام خجه خانم، خدیجه خانم نه، خجه خانم. در یک اتاق دیگر پیرزنی دیگر بود به نام زهرا خانم که کارش آبکشی بود! در این فضا، گوش من پر شد از آوا و کلمات قدیمی تهرانی. یکی از دوستان منتقد به من ایراد میگرفت که چرا در برنامهام میگویم طیاره. این توی یاد من مانده که مادربزرگم میگفت طیاره پرید! من دیگر نمیتوانم خودم را راضی کنم بگویم هواپیما. این طیاره است! مثلا تهرانیها به جای هنوز میگویند هنو (بدون ز) یا میگویند سیفید (سفید) زیرزیمین ( زیرزمین) سیب زیمینی (سیب زمینی). من به جای دوازده (با فتح دال) دوست دارم بگویم دوازده (با ضم دال). این لهجه قدیمی تهران است. کسی به من زنگ زد و گفت این شنفتن را از کجا آوردی؟ یعنی چی؟ این خانم نمیدانست که خود حافظ، شنفتن را با گفتن هم قافیه کرده است. اما استفاده از این کلمات و این نوع گویش دوستان را عصبانی میکند. اما من تاکید دارم که از این زبان استفاده کنم.

من و گریگوری پک

هرقدر بیشتر فیلم دیده ام، من را بیشتر مومن کرده که جای خودم باشم. چون میبینم اگر گریکوری پک که بسیار هم دوستش دارم اینقدر موفق است، به این دلیل است که خود خودش است. اگر جک نیکلسون اینقدر موفق است، چون خود خود خودش است. هرقدر آدم بیشتر خودش باشد، مطمئنا بیشتر موفق خواهد شد. اینکه یک نفر را آینه تقلیدی خودت قرار بدهی و بخواهی مانند او باشی، باعث میشود خیلی از چیزهایی که مزه و رنگ و بوی توست پنهان بماند و قابلیت بروز پیدا نکند و تبدیل شوی به یک برداشت دست چندم از یک آدم اورجینال و جذاب.

گفتگو با فزاد حسنی: همیشه بیشتر از کوپنم حرف می زدم

با مادربزرگم به سینما میرفتم

در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ من به دلیل بافت خانوادگی مذهبی که داشتم خیلی اجازه رفتن به سینما را نداشتم و البته اکثر خانوادهها آن روزها به خاطر ذهنیتی که ازسینمای قبل از انقلاب داشتند و فیلم فارسیهایی که اصلا مناسب خانواده و به خصوص بچهها نبود همین طور بودند، بنابراین اول باید توسط بزرگترها فیلم چک میشد بعد ما میدیدیم البته نه این که فکر کنید همیشه با پدرم به سینما میرفتم، من معمولا با مادربزرگم به سینما میرفتم و فقط تا به حال ۲ فیلم را با پدرم در سینما دیدم یکی «کیمیا» و دیگری «کلاه قرمزی و پسرخاله» دهه ۷۰ بود. حتی فیلمهای خودم را هم ایشان به تنهایی به سینما میرفتند و میدیدند. فیلم «موبیدیک»، «میمون جنگجو» و «مادر» زنده یاد علی حاتمی جزو اولین و به یادماندنیترین فیلمهایی بود که من در سینما دیدم.

وقتی ترانه میگویم…

هر وقت بعد از یک اجرای خوب به خانه میآیم دست به قلم میگیرم وشعر یا ترانه خوبی میگویم. وقتی از یک گپ خوب با یک خواننده بیرون میآیم، بعدش یک مرتبه یک شعر خوب به ذهنم میآید. وقتی یک بازی خوب انجام میدهم، میل بیشتری برای دیدن فیلم دارم و وقتی فیلم خوب میبینم احساس میکنم حالا یک برنامه لازم است که با اجرایم امکان تحلیل فیلم را فراهم کنم. همه اینها به هم راه دارند.

کابوس من

من در زندگی ام یک کابوس میبینم که هنوز هم ادامه دارد البته هیچ ربطی هم به عذاب وجدان ندارد. خیلی وقتها در خواب کابوس میبینم که یکی از امتحانهای دوره دانشگاهم باقی مانده ومن فراموش کردهام بگذرانمش و به همین دلیل نمیتوانم مدرکم را بگیرم این کابوس من است و هنوز در این سن وسال با آن از خواب میپرم. تنها کابوس زندگی من همین است و ماهی یکی، دو بار سراغم میآید. من عاشق دوران دانشجویی هستم حاضرم هرچه دارم ( که البته زیاد هم نیست ) بدهم وباز گردم به سال ۷۴ و دانشجو شوم. من هم مثل همه آدمهای معمولی رفتم دانشگاه ودرس خواندم ولی در زندگی عادی ودر خانه برای خودم کلاس دانشگاه دارم. ادبیات کهن میخوانم و زبان عربی را دنبال میکنم. کتابهای تاریخی وسینمایی مطالعه میکنم. یک عالم فیلم میبینم وبا دوستانم هم کلی گپ میزنم.

منبع: مجله ایده آل

عکس العمل به یاد ماندنی احسان علیخانی در “ماه عسل”

احسان علیخانی, به یادماندنی, عکس العمل, ماه عسل

… در ششمین روز از ماه مبارک رمضان نیز “ماه عسل” با اجرای “احسان علیخانی” از شبکه سه سیما به روی آنتن رفت.
“علیخانی” با جمله «نوش جانتان باشد ثانیه ثانیه ی ماه مبارک رمضان» دفتر ششم “ماه عسل” را آغاز کرد.

بعد تیتراژ آغازین برنامه با صدای “فرزاد فرزین” در فضای “ماه عسل” طنین انداز شد.
پس از پخش تیتراژ “علیخانی” عنوان کرد: تیتراژ “ماه عسل”‌با صدای “فرزاد فرزین” دارای ترجیح بند زیبایی است و ما یادمان رفت از او تشکر کنیم.
پس از آن “علیخانی” ضمن تشکر از همه مادران عنوان کرد: مادران به شدت برنامه ما را رصد می کنند و به موقع گوش ما را می گیرند این بسیار خوب است و به هیچ عنوان هم پاچه خواری نمی کنم.
“علیخانی” با بیان این جمله اذعان داشت: که امروزه موضوع جذابی خواهیم داشت، موضوع برنامه امروز در دل یک تضاد نهفته است ولی نتیجه گیری و قضاوت آن با شماست.
مهمان برنامه یک خانمی بود که برای زیباتر شدن خود عمل جراحی زیبایی انجام داده بود ولی به آن چهره دلخواه خود دست نیافته بود و بعد برای رسیدن به چهره ابتدایی خود نیز چندین بار جراحی های زیبایی متفاوتی انجام داده بود و حال نیز به آن چهره زیبا و ابتدایی خود بازنگشته بود.
این خانم دلیل حضور خود در برنامه را اینگونه عنوان کرد:‌ که آمدم تا شاید بتوانم یک نفر را از انجام جراحی زیبایی منصرف کنم.
دکتر “نراقی” متخصص جراحی های زیبایی و پلاستیک نیز به جمع مهمان برنامه “ماه عسل” پیوست و متذکر شد که بیمارانی را که برای جراحی زیبایی به من مراجعه می کنند در صورت تشخیص و ضرورت نداشن جراحی، بیمار را از انجام آن منصرف می کنم سپس با پخش آیتمی از یک خواهر و برادر که دارای بیماری خاص بودند مهمانان بخش دوم “ماه عسل” معرفی شدند.
این خواهر و برادر در زمان تولد خود هیچ مشکلی نداشتند ولی بعد از جنگ در عراق آنها مجبور به ترک محل سکونت خود شدند و پس از بازگشت به ایران به دلیل آلودگی های موجود در مرز به تدریج دچار بروز لکه هایی در صورت و بدن خود شدند که در آن زمان حدود ۳ سال داشتند.
این دو مهمان از نگاهها و حرفهای مردم در حین دیدن صورتشان اظهار ناراحتی کردند.
“علیخانی” در پایان رو به “عمار” مهمان برنامه متذکر شد که من به جای تمام حرفها و نگاههای مردم که شما را ناراحت کرده، روی شما را می بوسم و بعد به طرف “عمار” رفته و او را همراه با در آغوش گرفتن بوسید.
دفتر ششم “ماه عسل” با این جمله “علیخانی” بسته شد:
امیدوارم خدا قسمت همه ما یک نگاه زیبا کند، ما قرار نیست به خاطر زیبایی تقدیر شویم خیلی مهم است برای مردم به جای زیبا بودن، جذاب باشیم.

منبع : باشگاه خبرنگاران

خواننده معروف برای ازدواج دومش لباس عروس سیاه به تن کرد! + عکس

نکته جالب این مراسم عروسی مشکی و سیاه بودن تمام فضا بود. حتی خود آوریل لاوین نیز لباس مشکی به تن کرده بود و کیک عروسی نیز به رنگ مشکی بود
این دومین ازدواج آوریل می باشد. او حدودا ۳ سال پیش از از همسر اولش طلاق گرفت

خواننده معروف برای ازدواج دومش لباس عروس سیاه به تن کرد! + عکس

عکس های جدید از مراسم ازدواج آوریل لاوین و چاد کروگر

لباس عروس سیاه

منبع : اولین

چه خبر از پریناز ایزدیار !؟؟

 پریناز ایزدیار که با بازی در سریال های پرمخاطب «پنج کیلومتر تا بهشت» و «زمانه» حسابی مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.
این روزها مشغول بازی در سریال «روبیک» است، او درباره این سریال به «تماشا» می گوید: «در حال حاضر سخت درگیر کارهای مقدماتی سریال «روبیک» به کارگردانی مهیار عبدالملکی هستم. من در این مجموعه نقش یک دختر جنوب شهری را بازی می کنم.
آقای اکبر عبدی نقش پدرم را ایفا می کنند و کامبیز دیرباز نقش برادرم. از نقش پیچیدگی های زیادی برایم داشت و فراز و نشیب هایش جذبم کرد.
من همیشه اولویتم برای انتخاب نقش این است که ببینم آیا کاراکتری که می خواهم بازی کنم جای کار دارد یا نه. در غیر اینصورت اصلا حاضر نیستم وقت خودم را تلف کنم.»
پریناز ایزدیار
پریناز ایزدیار درباره شباهت این دختر جنوب شهری که «ترگل» نام دارد. با «ارغوان» سریال «زمانه» می گوید: «راستش اولش کمی نگران بودم که مبادا شبیه آن نقش شود که خدا را شکر وقتی قسمت اول را خواندم اصلا تشابهی ندیدم.»
جالب است بدانید «روبیک» برای مجموعه شبک نمایش خانگی تولید می شود و این بازیگر در پاسخ به این سوال که با توجه به از دست رفتن اعتماد مخاطبان نسبت به شبکه نمایش خانگی بازی در سریالی برای مدیوم ریسک نبود،  می گوید: «من کارهای آقای مدیری را همیشه تهیه کردم و دیدم و بسیار به کارهای ایشان علاقمندم.
«قلب یخی» را هم تا آنجا که توانستم و وقت اجازه می داد دنبال کردم. به نظرم اتفاقا کار جذابی است چون مخاطب، خودش برای زمان خودش تصمیم می گیرد تا سریال را صبح ببیند یا عصر و شب. در هر رایطی می تواند آن را دنبال کند و حتی اگر دوست نداشت آن را تهیه نکند. البته من بازیگرم و زیاد به مسائل سرمایه گذاری و اینکه شکست خورده یا نه کاری ندارم و سعی می کنم کارم را به بهترین شکل انجام بدهم.»
ایزدیار که در میان همسالانش جزو بازیگران آینده دار محسوب می شود، دلیل نبودنش در سینما را کمبود کارهای خوب می داند و می گوید: «به نظرم کارگردانان اعتماد و ریسک کمتری نسبت به من و هم دوره ای های من دارند و نمی خواهند این جسارت را داشته باشند کسی که در تلویزیون درخشیده را برای کارشان جذب کنند. نمی خواهند نگاتیوشان را صرف کسی کنند که به فروشش زیاد مطمئن نیستند. در این شرایط بازیگران جوانتر مجال درخشیدن پیدا نمی کنند.»
او درباره اینکه چرا در سینما و میان دهه شصتی اغلب کارها محدود به انتخاب هایی چون نگار جواهریان و ترانه علیدوستی و … می شود می گوید: «البته این دو نامی که گفتید از بازیگران مورد علاقه من هستندو تقصیر اینها نیست که در سینما بیشتر می درخشند ولی خب گاهی من هم از نبود اعتماد رنج می برم اما می گویم شک نکنید به زودی به ما اعتماد خواهند کرد و من تمام تلاشم را می کنم که این اتفاق بیفتد.
همین الان هم این را می گویم که ۲ پیشنهاد خوب سینمایی دارم و اگر شرایط به خوبی پیش برود، بعد از ۳۰ روز که کارم در این سریال تمام شد با یک نقش خوب به سینما می آیم؛ منتظر باشید.»
منبع:روزنامه تماشا